ات اوه البته
𝐃𝐀𝐑𝐊 𝐋𝐢𝐅𝐄 "𝟐"
𝐏𝐀𝐑𝐓_𝟏𝟏
ا/ت: اوه.. البته.
چوب رو از جیمین گرفتم.
وزنش توی دستم آشنا بود.
یه مدتی بود بازی نکرده بودم.
به محض اینکه چوب رو گرفتم نگاه پسرا عوض شد.
زیر چشمی بهشون نگاه کردم که از تو نگاهشون تعجب و رقابت رو خوندم.
نیشخندی زدم.
نامجون: اوه اوه...
جیهوپ خندید و..
جیهوپ: شرط ببندیم؟
من میگم از جیمین میبره.
جیمین: هه! من هنوز شروع نکردم که ببازم.
چوپ رو، روی میز گذاشتم.
توپ هارو مرتب کردم و بدون اینکه چیزی بگم خم شدم روی میز.
با اولین ضربه توپ سفید با قدرت و دقت سه تا توپ رنگی رو همزمان پخش کرد و یکیشون مستقیم افتاد داخل پاکت.
صدای«اووووف» بچه ها بلند شد.
تک خنده ای کردم.
ایستادم و با خونسردی گفتم:
ا/ت: خب؟ کی نوبتشه؟
شوگا: اصلا حس خوبی به چند دقیقه دیگه ندارم پسرا.
همه شروع کردیم به خندیدن.
جیهوپ که هر لحظه از خنده حس میکردم الان غش میکنه.
اینبار هم ضربهام دقیق تر بود و دو توپ کنار هم طوری زدم که یکی افتاد داخل پاکت و اون یکی کنار پاکت موند..
𝐏𝐀𝐑𝐓_𝟏𝟏
ا/ت: اوه.. البته.
چوب رو از جیمین گرفتم.
وزنش توی دستم آشنا بود.
یه مدتی بود بازی نکرده بودم.
به محض اینکه چوب رو گرفتم نگاه پسرا عوض شد.
زیر چشمی بهشون نگاه کردم که از تو نگاهشون تعجب و رقابت رو خوندم.
نیشخندی زدم.
نامجون: اوه اوه...
جیهوپ خندید و..
جیهوپ: شرط ببندیم؟
من میگم از جیمین میبره.
جیمین: هه! من هنوز شروع نکردم که ببازم.
چوپ رو، روی میز گذاشتم.
توپ هارو مرتب کردم و بدون اینکه چیزی بگم خم شدم روی میز.
با اولین ضربه توپ سفید با قدرت و دقت سه تا توپ رنگی رو همزمان پخش کرد و یکیشون مستقیم افتاد داخل پاکت.
صدای«اووووف» بچه ها بلند شد.
تک خنده ای کردم.
ایستادم و با خونسردی گفتم:
ا/ت: خب؟ کی نوبتشه؟
شوگا: اصلا حس خوبی به چند دقیقه دیگه ندارم پسرا.
همه شروع کردیم به خندیدن.
جیهوپ که هر لحظه از خنده حس میکردم الان غش میکنه.
اینبار هم ضربهام دقیق تر بود و دو توپ کنار هم طوری زدم که یکی افتاد داخل پاکت و اون یکی کنار پاکت موند..
- ۱۳.۰k
- ۱۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط