می روم تا در میخانه کمی مست کنم... ...... جرعه با
می روم تا در میخانه کمی مست کنم... ...... جرعه بالا بزنم آنچه نبایست کنم ........ بی خیال همه کس باشم و دریا باشم دائم الخمر ترین آدم دنیا باشم ........ آنقدر مست که اندوه جهانم برود ....... استکان روی لبم باشد و جانم برود ساقیا در بدنم نیست توان جام بده ........
گور بابای غم هر دو جهان جام بده .......
برود هر که دلش خواست شکایت بکند
شهر باید به من الکلی عادت بکند............
گور بابای غم هر دو جهان جام بده .......
برود هر که دلش خواست شکایت بکند
شهر باید به من الکلی عادت بکند............
- ۲.۷k
- ۰۷ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط