زمانی که حضرت نوح(ع)سوارکشتی بودند و از موندن زیاد بر امو

زمانی که حضرت نوح(ع)سوارکشتی بودند و از موندن زیاد بر امواج خسته شده بودند و ازطرفی موجودات داخل کشتی هم زیاد بودند و امکان سیر کردن همه ی اونها سخت بود تصمیم گرفتند چند پرنده رو بفرستند تا از خشکی(کوه جودی)خبر بیارند
کبوتر بعداز مدتی برگشت درحالی که یک شاخه زیتون با خودش آورده بود و حضرت نوح(ع)خوشحال شدند و برای کبوتر دعا کردند که خدا همیشه تورو درکنار آدمای خوب و خداترس حفظ کنه.
خلاصه اینکه هرجا که نوری از آسمون روی زمین افتاده کبوترها بدوبدو میرن اونجا و زندگی میکنند!

"خوش به حال کبوترای حرم..."
دیدگاه ها (۹)

در روزگاران قدیم پیرمردى تنها در روستایى زندگى میکرد او یک د...

بیا آخرین شاهکارت را ببین . . . مجسمه ای با چـشمانی باز ، خی...

یکرنگ که باشی، زود چشمشان را میزنی، خسته میشوند از رنگ تکرار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط