سالهاست من به تو و عشق تو عادت دارم

سالهاست من به تو و عشق تو عادت دارم
به تمنای دل و اخم تو عادت دارم

خوب یا بد، گذشت حادثه ها از سر ما
من به این زخمه ناکوک تو عادت دارم

رخصت عاشقی م نیست ولی رام توأم
در تو جاری شده ام، من به تو عادت دارم

نفسم در نفس تو به بهار نزدیک است
در خزان هم به تو و یاد تو عادت دارم

شرمسارم اگر از رجعت من در تنشی
من به حیرانی تو در دلم عادت دارم

این من و وعده دیدار مجدد با تو
من به نادیدن تو در برم عادت دارم

من رسیدم به این وادی حیرانی و عشق
قلب من سهم تو شد، من به تو عادت دارم
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.2کانگ وو:چرا بهم چ...

من به اندازه چشمان کبوتر بازیکه کبوترهایش،روی بام دگریستبی ق...

خنده هایم را با تو تقسیم میکنم با تو که در کنارت غرق آرامشم ...

عاشق این شعرم . پیشنهاد می کنم حتما بخونیدش . کامنت لطفا ♥♥♥...

پسرک:تو به من خندیدیو نمی دانستیمن به چه دلهره از باغچه همسا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط