انتقام خونین
انتقام خونین
پارت19
داشتم ب....
داشتم برم بجا خودمو خالی کنم پس قبلش آدرس رو به نازنین دادم که ببرتشون
رومینا سریع گاز داد و رفت سمت پل
وی:بچه ها رومینا کو
یونگی:نیستش
نازنین:بیاید بریم من راه شهر بازی رو بلدم(جاشو با کوک عوض کرد اون رانندگی میکنه)
کوک:ازکجا؟؟
نازنین:ببین رومینا رفت بجایی بعد قبلش به من راهش رو گفت(در گوش کوک)
کوک:اوکی....بچه ها بیاید دنبال نازنین
جیمین:ولی رومینا چی (عربده)
نازنین :اون خودش میاد نگرانش نباشید
آرام:بیاید دیگه
بچه ها به سوی شهر بازی رفتن
ویو رومینا
وقتی اومدم روی پل آنقدر داد زدم که گلوم گرفت و احساس می کنم صورتم ورم کرده رفتم سمت شهر بازی دنبال بچه ها گشتم که پیداشون کردم
رومینا:من اومدم
جیهوپ:خوبه ماهم فقط پنج دقیقس اومدیم
یونگی:کجابودی
رومینا:خب حالا ....کاری نکردم اینجوری میکنی
نازنین :مهم اینه که الان رومینا اینجاس بیاید بریم بازی
کوک:اره بریم
وی:خب اول چی سوار شیم؟؟
یونگی:چرخ و فلک
نازنین:اره ولی توی هر اتاقش فقط دونفر جا میشه
آرام:پس تقسیم شیم
جیمین:من با رومینا
یونگی:نه چرا تو با رومینا من با رومینا
نازنین:هیسسس....من تقسیم می کنم
کوک:باشه بیبی
رومینا:اوقققققق این کارا چیه جلوی ما
نازنین:نه توهم بزودی از این کارا میکنی
رومینا:اووو حالا تا اون موقع........سریع تقسیم کن
نازنین:خب پس گوش کنید
خودم با کوک
یونگی با جیمین
آرام باتهیونگ
رومینابا جیهوپ
خب این ترتیب خوبه
(خوراکی هارو تقسیم کردن)
یونگی:نه چرا جیهوپ با رومینا
رومینا:ایشششش.....دعوا نکنید
یونگی:باش🥲😒
آرام:من بلیط بگیرم
رومینا:اوکی ........مرسی
رومینا:من برم دستشویی
وی:اگه جای دیگه رفتی چییی
رومینا:ای بابا نه نمیرم
یونگی:نازنین میشه باهاش بری
نازنین:نه
(اینا تا گرم صحبت بودن رومینا رفت دستشویی)
جیمین:اااااااا رومینا دررفت
جیهوپ:نه رفت دستشویی
نازنین:ای خدااااااا بزارید بره ی دستشویی
کوک:عزیزم خوتو اذیت نکن(بوسی~دش)
نازنین:طعم کوکی میده(کوکی خوردنی ها)
کوک:معلومه بیبی
آرام:آخه جلوی ما سینگلا.......بلیط هارو گرفتم بریم
رومینا:من آمده ام وای وای من آمده ام
(بچه ها سوار شدن)
ویو اتاقک رومینا وجیهوپ
جیهوپ:رومینا شنیدم وقتی به بالای چرخ و فلک که برسی آرزو کنی برآورده میشه
رومینا:بچه بازی
جیهوپ:نه راسته
رومینا:هوم
(رومینا خوراکی هارو درآورد باز کردن خوردن ..............)
پارت19
داشتم ب....
داشتم برم بجا خودمو خالی کنم پس قبلش آدرس رو به نازنین دادم که ببرتشون
رومینا سریع گاز داد و رفت سمت پل
وی:بچه ها رومینا کو
یونگی:نیستش
نازنین:بیاید بریم من راه شهر بازی رو بلدم(جاشو با کوک عوض کرد اون رانندگی میکنه)
کوک:ازکجا؟؟
نازنین:ببین رومینا رفت بجایی بعد قبلش به من راهش رو گفت(در گوش کوک)
کوک:اوکی....بچه ها بیاید دنبال نازنین
جیمین:ولی رومینا چی (عربده)
نازنین :اون خودش میاد نگرانش نباشید
آرام:بیاید دیگه
بچه ها به سوی شهر بازی رفتن
ویو رومینا
وقتی اومدم روی پل آنقدر داد زدم که گلوم گرفت و احساس می کنم صورتم ورم کرده رفتم سمت شهر بازی دنبال بچه ها گشتم که پیداشون کردم
رومینا:من اومدم
جیهوپ:خوبه ماهم فقط پنج دقیقس اومدیم
یونگی:کجابودی
رومینا:خب حالا ....کاری نکردم اینجوری میکنی
نازنین :مهم اینه که الان رومینا اینجاس بیاید بریم بازی
کوک:اره بریم
وی:خب اول چی سوار شیم؟؟
یونگی:چرخ و فلک
نازنین:اره ولی توی هر اتاقش فقط دونفر جا میشه
آرام:پس تقسیم شیم
جیمین:من با رومینا
یونگی:نه چرا تو با رومینا من با رومینا
نازنین:هیسسس....من تقسیم می کنم
کوک:باشه بیبی
رومینا:اوقققققق این کارا چیه جلوی ما
نازنین:نه توهم بزودی از این کارا میکنی
رومینا:اووو حالا تا اون موقع........سریع تقسیم کن
نازنین:خب پس گوش کنید
خودم با کوک
یونگی با جیمین
آرام باتهیونگ
رومینابا جیهوپ
خب این ترتیب خوبه
(خوراکی هارو تقسیم کردن)
یونگی:نه چرا جیهوپ با رومینا
رومینا:ایشششش.....دعوا نکنید
یونگی:باش🥲😒
آرام:من بلیط بگیرم
رومینا:اوکی ........مرسی
رومینا:من برم دستشویی
وی:اگه جای دیگه رفتی چییی
رومینا:ای بابا نه نمیرم
یونگی:نازنین میشه باهاش بری
نازنین:نه
(اینا تا گرم صحبت بودن رومینا رفت دستشویی)
جیمین:اااااااا رومینا دررفت
جیهوپ:نه رفت دستشویی
نازنین:ای خدااااااا بزارید بره ی دستشویی
کوک:عزیزم خوتو اذیت نکن(بوسی~دش)
نازنین:طعم کوکی میده(کوکی خوردنی ها)
کوک:معلومه بیبی
آرام:آخه جلوی ما سینگلا.......بلیط هارو گرفتم بریم
رومینا:من آمده ام وای وای من آمده ام
(بچه ها سوار شدن)
ویو اتاقک رومینا وجیهوپ
جیهوپ:رومینا شنیدم وقتی به بالای چرخ و فلک که برسی آرزو کنی برآورده میشه
رومینا:بچه بازی
جیهوپ:نه راسته
رومینا:هوم
(رومینا خوراکی هارو درآورد باز کردن خوردن ..............)
- ۱۷۶
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط