باز من ماندم و خلوتی سرد،

باز من ماندم و خلوتی سرد،
خاطراتی ز بگذشته ای دور!
یاد عشقی که با حسرت و درد
رفت خاموش شد در دل گور...
#فروغ_فرخزاد
@HeavenMaybeHell
دیدگاه ها (۱)

سلاخی می گریست؛به قناری کوچکی دلباخته بود...#شاملو@HeavenMay...

گر حال مرا حبیب پرسد گوییدبیمار غمت را نفسی هست هنوز...#شهری...

رفت عقل ورفت صبر ورفت یار؛این چه عشق است؟!این چه درد است؟!ای...

نه میل به آغاز و نه پایان دارم!عمری ست که مرده امولی جان دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط