و درد به استخوانمان رسیده

وَ درد به استخوانِمان رسیده
اما هنوز خودمان را نباخته ایم,
و روزگار را زندگی میکنیم,
و هنوز آنقدر میخندیم
که سرمان از این همه ناخوشی‌هایی
که مجبور به پذیرفتنش کردیم,
درد می‌گیرد..
دیدگاه ها (۶)

من بودم و مخروبه‌ای از درد. غم را که نشان داد؟ بلا را که خبر...

خشت بر خشتِ زوایای جهان گردیدممنزلی امن‌تر از گوشه‌ی تنهایی ...

【 تو ناب تریـن، واژه‌ی اعلای زمانی،【 تــ♡ــو خوب ترین،عشـق م...

اگر دقت بفرمایید من هرگز آسیب رساندن دشمن به مردم خودمان را ...

با همه آن سلبریتی هایی که لال شده اند کار داریم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط