خرگوش درون ددی$
خرگوش درون ددی$
فصل : ۱$
پارت : ۴$
چند دقیقه بعد زنگ خور کایرا وجیهوپ به سمت همدیگه رفتن.
کایرا : امم..درمورد چی می خواستی صحبت کنی؟؟.
جیهوپ : فک کنم درمورد امتحان شنیدی اگه میشه با همدیگه یک گروه بشیم ولی یک عضو دیگه ام می خوایم.
مدرسه یک امتحان برگزار کرده که سه نفری می تونن انجام بدن و به دلخواه هست.
کایرا : اوه امتحان....اره منم می خواستم بهت بگم،پس باهم یک گروه میشیم فقط اون یکی عضو چی؟؟.
جیهوپ : من یک دوستی دارم اون بیاد؟؟نمره اش خیلی عالیه.
کایرا : اسمش چیه؟؟.
جیهوپ : کیم سوکجین.
کایرا : اوکی بریم فرم رو پر کنیم زنگ بزن جین هم بیا.
جیهوپ : باشه.
تماس جیهوپ وجین
جیهوپ : سلام،خوبی؟؟درمورد امتحان بود بیا بریم فرم رو پر کنیم.
جین : گروه تشکیل شد؟؟.
جیهوپ : اره.
جین : پس دفتر می بینمت.
جیهوپ : بای.
کایرا : تموم شد؟؟.
جیهوپ : اره بیا بریم تا زنگ نخورده.
کایرا : بریم.
فلش بک به رسیدن هر سه تاشون درم در دفتر معلم ها.
کایرا : سلام از آشنایی باهاتون خوشبختم.
جین : همچنین.
رفت داخل کارها رو انجام دادن اومدن بیرون.
جیهوپ : فردا ساعت 8صبح همدیگه رو تو کتاب خونه میبینیم.
جین,کایرا : اوکی.
جین : پس بریم دیگه سر کلاس.
کایرا : اره،باییی.
همه به سمت کلاسشون رفتن.
تهیونگ : اونا کی بودن؟؟.
کایرا : دوست هام.
تهیونگ : دوست،پسر؟؟.
کایرا : اره،اومدی همینو بگی؟؟.
تهیونگ : نه برات کارت دعوت آوردم.
کایرا : مرسی !!.
گاهی وقتا یک شب تبدیل به بزرگ ترین جرقه زندگیت میشه ✨
شرط ها:
لایک : ۶
بازنشر : ۲
کامنت : ۴
فصل : ۱$
پارت : ۴$
چند دقیقه بعد زنگ خور کایرا وجیهوپ به سمت همدیگه رفتن.
کایرا : امم..درمورد چی می خواستی صحبت کنی؟؟.
جیهوپ : فک کنم درمورد امتحان شنیدی اگه میشه با همدیگه یک گروه بشیم ولی یک عضو دیگه ام می خوایم.
مدرسه یک امتحان برگزار کرده که سه نفری می تونن انجام بدن و به دلخواه هست.
کایرا : اوه امتحان....اره منم می خواستم بهت بگم،پس باهم یک گروه میشیم فقط اون یکی عضو چی؟؟.
جیهوپ : من یک دوستی دارم اون بیاد؟؟نمره اش خیلی عالیه.
کایرا : اسمش چیه؟؟.
جیهوپ : کیم سوکجین.
کایرا : اوکی بریم فرم رو پر کنیم زنگ بزن جین هم بیا.
جیهوپ : باشه.
تماس جیهوپ وجین
جیهوپ : سلام،خوبی؟؟درمورد امتحان بود بیا بریم فرم رو پر کنیم.
جین : گروه تشکیل شد؟؟.
جیهوپ : اره.
جین : پس دفتر می بینمت.
جیهوپ : بای.
کایرا : تموم شد؟؟.
جیهوپ : اره بیا بریم تا زنگ نخورده.
کایرا : بریم.
فلش بک به رسیدن هر سه تاشون درم در دفتر معلم ها.
کایرا : سلام از آشنایی باهاتون خوشبختم.
جین : همچنین.
رفت داخل کارها رو انجام دادن اومدن بیرون.
جیهوپ : فردا ساعت 8صبح همدیگه رو تو کتاب خونه میبینیم.
جین,کایرا : اوکی.
جین : پس بریم دیگه سر کلاس.
کایرا : اره،باییی.
همه به سمت کلاسشون رفتن.
تهیونگ : اونا کی بودن؟؟.
کایرا : دوست هام.
تهیونگ : دوست،پسر؟؟.
کایرا : اره،اومدی همینو بگی؟؟.
تهیونگ : نه برات کارت دعوت آوردم.
کایرا : مرسی !!.
گاهی وقتا یک شب تبدیل به بزرگ ترین جرقه زندگیت میشه ✨
شرط ها:
لایک : ۶
بازنشر : ۲
کامنت : ۴
- ۱۱۷
- ۰۴ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط