زن وآزادی

زن وآزادی
هرچه در این مشرق زمین
کوشیدم روبروی آیینه
و بر روی دو صندلی
واژه های "زن " و"آزادی "
را کنار یکدیگر ولی
به مهربانی بنشانم
بیهوده بود وهمیشه
این واژه "مردم " به زور
می آمد وتسبیح بدست
خود به جای زن می نشست

**شیرکو بیکس **
دیدگاه ها (۵)

فشارِ سنگینِ آن چند ساعتِ گذشته، دیگر فقط سینا را هدف نگرفته...

رمان تو خود منی

***ابریشم نیمه شب***### پارت ۶: رقصِ خشم و غرورته هان و جونگ...

ظاهرا سیلی‌هایی که دولت امارات به خاطر مشارکتش در تجاوز آمری...

P : 22

P5 ماشین آخرین خودرو از کاروان بود.طناز در تمام مسیر، خودش ر...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 6️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین تا مدت‌ها کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط