حاجییییی
حاجییییی
دیشب ساعت حدود دوازده و نیم،یک اینا نزدیکای خونه امون رو زدن بعد من اصن ریده بودم به خودم.بعد تو این هیری ویری خاله ام و دختر خاله ام هم اومدن خونه امون💔😀
اصن همه با هم ریدیم. دیگه ساعت سه،سه و ربع اینا گرفتم خوابیدم. میخواستم تو اتاق خودم بخوابم ولی از اونجایی که تو اتاقم پنجره دارم بابام گفتم گمشو رو مبل بخواب😀✔️دوباره هشت صب پاشدم ادامه ی خانواده انتخابی رو دیدم🎀😀اصن عالیییییی
دیشب ساعت حدود دوازده و نیم،یک اینا نزدیکای خونه امون رو زدن بعد من اصن ریده بودم به خودم.بعد تو این هیری ویری خاله ام و دختر خاله ام هم اومدن خونه امون💔😀
اصن همه با هم ریدیم. دیگه ساعت سه،سه و ربع اینا گرفتم خوابیدم. میخواستم تو اتاق خودم بخوابم ولی از اونجایی که تو اتاقم پنجره دارم بابام گفتم گمشو رو مبل بخواب😀✔️دوباره هشت صب پاشدم ادامه ی خانواده انتخابی رو دیدم🎀😀اصن عالیییییی
- ۳.۴k
- ۲۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط