دوستم داری...

دوستم داری...
می دانم، باز...
دوست دارم که بپرسم گاهی
دوست دارم که بپرسم امروز
مثل دیروز مرا می خواهی
مهربانیست و یا بی مهریست؟
تنگ بی آب برای ماهی؟
فرصتی تا بسراییم از هم
بس کن از فلسفه های واهی
عشق عشق است چه بر لوحی زر
بنویسند
چه برگ کاهی
پرسش از عقل چه جایی دارد ؟
تا جنون می دهدت آگاهی؟
غیر از آن کوچه که دیوارش نیست
خانه ی دوست ندراد راهی
دیدگاه ها (۳)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❷صحبت و حرف فقط باد هوا میباشدبغلم کن که غزل هم ...

دوستم داری...می دانم، باز...دوست دارم که بپرسم گاهیدوست دارم...

NHدوستم داری...می دانم، باز...دوست دارم که بپرسم گاهیدوست دا...

.دوستم داریمی دانمباز-دوست دارم که بپرسم گاهی.دوست دارم که ب...

دوستم داری - میدانم - بازدوست دارم که بپرسم گاهیدوست دارم که...

‌‌من از میان ریشه‌های گیاهان گوشتخوار می‌آیم و مغز من هنوز ل...

26 – ما مردها فقط خواهان رابطه جنسی نیستیم بلکه خواهان عشق ه...

دوست منمن نمی دانم چگونه کمکت کنمنمیدانم چگونه دردت را کم کن...

رمان گناهکار قسمت اولز این دل را کسی صاحب نیستاگر باشد پس کس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط