صدایم کن،نگاهم کن، که عشقت کرده ویرانم

صدایم کن،نگاهم کن، که عشقت کرده ویرانم
دو چشمان قشنگت ، آتشی افکنده بر جانم

تو ای مه روی زیبایم ، بکش دست نوازش را
که همچون بره آهویی ، دوچشمت کرده حیرانم

هزاران بار ، گفتم من ، ومیدانم که میدانی
منم هستم خاک پای تو ، توهستی دین
وایمانم
زبیم درد تنهایی دلم چون سرکه میجوشد
نمی دانم چرا گیجم ، چرا اینگونه بیجانم

توای آرامش جانم ، ندارم طاقت دوری
اگر دلداده ام باشی، فدایت میکنم جانم.
دیدگاه ها (۷)

دشت خشکید و زمین سوخت و باران نگرفتزندگی بعد تو بر هیچ‌کس آس...

از تمنای نگاهم تا نگاهش....نقطه چینآرزوی بوسه تا میل گناهش.....

چرا با من نمیسازی توای دنیای وارونه؟چرا هیچی تو این روزا با ...

بمان عاشق بمان معشوق دیرینمبمان عاشق بمان ای عشق شیرینمگل مر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط