این روزها باران که میبارد نفسم میگیرد

این روزها باران که میبارد نفسم میگیرد
بیشتر از همیشه دلتنگ میشوم
کنار پنجره ی اتاقم مینشینم
باران صورتم را نوازش میکند
اما باز هم سخت نفس میکشم
صورتم نوازش دستان تو را میخواهد
کاش نفس من هم با باران بند بیاید...
دیدگاه ها (۱)

( last minute )

dark life = 18چند روز از آن شب جهنمی گذشته بود. ات دیگر مثل ...

پارت دومفلش بکشرط می‌بندم سئومی دوباره در کمد لباس هایم سرک ...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

رمان :قرارداد سرنوشت

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌وپنجم: صبحِ تازه---صبح.نور. از پنجره. ر...

‌الان دیگه بین خودم و اتاقم نمی‌دونم کدوممون بهم ریخته تریم....

به رغم عشقی یا به زبان سویون حماقتی، که در زمان گذشته بین ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط