بعد از مدت ها انتظار

بعد از مدت ها انتظار

شوگاباشه 😑
ا.ت:شوگااا
شوگا:بلع
ا.ت:میگم که چیکار کردی پدرت راضی شد ؟
شوگا:هیچی فقط گفتم من با کسی جز ا.ت ازدواج نمیکنم
ا.ت:واقعاً؟
شوگا:اوهوم
ویو ا.ت:شوگا کم کم لباش رو رو لبام گذاشت و وحشیانه مک میزد کم کم داشتم ت.ح.ر.ی.ک میشدم که لباسم و درآورد .....«قسم خوردم اسمات ننویسم🙃🤧»

صبح با شکم درده فجیعی بیدار شدم دیدم شوگا نیست رفتم حمام و اومد بیرون داشتم موهامو شونه میکردم که صدای پیانو از اتاق بغلی اومد وارد اتاق شدم و دیدم شوگا داره پیانو میزنه
«شوگا=ش»
ا.ت:شوگا !
ش: عه سلام خوشگلم بیدار شدی ؟شکم درد نداری که ؟«با نگرانی»
ا.ت:آروم باش خوبم :)
ش:بیا اینم لباس عروست
ا.ت:لباس عروس؟
ب سمتی که اشاره زد نگاه کردم یه لباس عروسه خیلی قشنگ و سفید بود «اسلاید دوم»
ش:خوشت اومد؟
ا.ت:خوشم که اومد ولی خب چرا لباس عروس گفتی؟
ش: آها قراره فردا ازدواج کنیم
ا.ت:واقعا؟
شوگا:اوهوم


«پرش زمانی ۲سال بعد»
الکس:خانم دستور انجام شد
ا.ت:خوبه میتونی بری
الکس:چشم
«الکس رفت»
ا.ت:امشب چه شود آقای مین «نیشخند»

«هووووووووو بترسیددددددد»
دیدگاه ها (۴)

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۱ا/ت : از خواب بیدار شدم لبا...

ددی خون آشام من

⚠️عکس عوض شده⚠️P27عروس فراری تا وقتی ا/ت بخواد حرفش رو تموم ...

پارت ۴ (سرنوشت)

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

سناریو بونتن پارت۶

چند پارتی ــــــــــــ♥️ـــــــــــــوقتی پریودی و حالت بدهـ...

رمان هکر کوچولوی من پارت چهارم

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط