من هیچ نمی خواهم ...

من هیچ نمی خواهم ...

تنها صدایت را می خواهم تا موسیقی سکوت لحظه هایم باشد

نگاهت را می خواهم تا روشنی چشم های خسته ام باشد

وجودت را می خواهم تا گرمای قندیل آغوشم باشد

خیالت را می خواهم تا خاطره لحظه های فراموشم باشد

دست هایت را می خواهم تا نوازشگر بی کسی اشک هایم باشد

و تنها خنده هایت را می خواهم تا مرهم کهنه زخم های زندگی ام باشد

آری تنها تو را می خواهم ...
دیدگاه ها (۳)

آشناهای غریب همیشه زیادندآشناهایی که میایند و میروندآشناهایی...

نه ...همین که هستی کافی نیست!نمی دانی این فقط بودنهایت چقدر ...

ای که بی تو خودمو تک و تنها میبینمهر جا که پا میزارم تورو او...

من دل به غم تو بسته دارم ای دوستدرد تو به جان خسته دارم ای د...

آخر شب که میشهسکوت خانه بیشتر از همیشه سنگینی می‌کند.همه خوا...

#برای چشمانی که روزگاری دنیای من بود…این چشم‌ها… چقدر دوستشا...

جنوب قلب ایران است...وقتی صدای سنج و دَمام در کوچه‌ها می‌پیچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط