《برادره ناتنیم》

《برادره ناتنیم》
(پارت ۴)
ویو ا/ت
اون
بابام بود یعنی بابام اینجا چی میخواد که
بابا ا/ت:عهه دختر گلم کجا بودی بیا بغلم
که وقتی اومد جلو رفتم عقب که
بابا ا/ت: چرا دخترم نمیای پیش بابات هاا
که دیدم مادر تهیونگ رفت پیش پسرا و سلام کرد که دیدم تهیونگ خیلی مهربون شوده بود وقتی مادرش رو دید
مادر تهیونگ: پسر گلم کجا بودی(تهیونگ رو بغل کرد)
تهیونگ: خونه مامان جون
ویو ا/ت
بابا رفت سمت پسرا و سلام کرد و تهیونگ رو بغل کرد و من رفتم آشپز خونه نوشیدنی آوردم و بردم سر میز روبه روی بابام و مادر تهیونگ که
بابا ا/ت: تهیونگ مگه اینجا خدمتکار نیست که دختر منو کردی خدمتکار
مادر تهیونگ: دخترم برو این لباس چندش رو بیرون بیار گلم
ویو ا/ت
نگاهی به تهیونگ انداختم که خیلی ترسناک نگام میکرد که
ا/ت: آخه خاله چیزه
مادر تهیونگ: ده برو دربیار آخه و ماخه نداریم دخترم
ا/ت: چشم
ویو ا/ت
رفتم طبقه بلا لباسم رو عوض کردم رفتم پایین که دیدم پسرا هنوز توی شک بودند رفتم پیش خاله (همون مادر تهیونگ) نشستم که تهیونگ بعد نگام میکرد که بعد چند دقیقه پسرا رفتند و بعد چند ساعت مادر تهیونگ و بابام بلند شودند برن که دم در
بابا ا/ت: دخترم برو لباست رو جم کن بیا باهامون خونه
ویو ا/ت
وقتی بابام اون حرف رو زد خیلی ذوق کردم چون بلخره میتونستم از این جهنم برم بیرون که وقتی برگشتم که برم یکی مچ دستم رو گرفت و دیدم تهیونگ بود
تهیونگ: نه عمو لطفا ا/ت اینجا باشه لطفا چون اینجوری حوصلم سر نمیره
بابا ا/ت:باشه پس دخترم بمون خدافظ
ویو ا/ت
تهیونگ لبخند درو بست و برگشت سمت من و لبخندش محو شود هی میومد نزدیک منم باهر قدم میرفتم عقب که خوردم به دیوار تا میخواستم فرار کنم که تهیونگ کمرم رو گرفت و به دیوار چسبوند که ضربان قلبم رفت بلا و
ا/ت:تهیونگ بر....
که با کبوندن لبش روی لبم حرفم نسبه موند و داشت عمیق وحشیانه لبم رو میبوسید که اول همراهی نمیکردم که لبم رو گاز گرفت مجبور شودم همراهی کنم و بعد چند مین نفس کم آوردم و میزدم به سینه تهیونگ که تهیونگ از این فرست استفاده کرد و زبونش رو داخل دهنم کرد بعد ۵۰مین تهیونگ ازم جدا شود هردومون نفس نفس میزدیم که
ا/ت: تهیونگ چرا این کارو کردی
تهیونگ(پوزخندی زد): خرذوق نشو این فقط یک تنبی بود
ولی چشماش چیزه دیگه ای میگفت که ولم کرد و رفت طبقه بلا
ویو ا/ت
من همون جا خشکم زده بود که....

خماری😂

ادامه دارد.....
شرط رو نرسیده بود ولی دونفر دهنم رو سرویس کردند گفتم دیگه بزارم🤣
شرط♤
لایک:۸تا
کامنت:۵تا
بوس بهتون🌸💗
دیدگاه ها (۰)

《برادره ناتنیم 》(پارت ۳)ویو ا/تو لباس خدمتکارو تن کردم رفتم ...

حققق🤣لایک♡۰۰۰و فالو یادت نره♤۰۰۰《○•○》

پارت. ۲۸

پارت. ۲۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط