عشق مافیایی

عشق مافیایی
پارت 6
ا.ت ویو
بعد از چند دقیقه سکوت بهش گفتم
+خب حالا تو ماشینیم میشه توضیح بدی من اینجا چیکار میکنم و چرا باید به حرفات گوش بدم؟؟؟؟
_ پدرت به یه سری دلایلی تورو به پدرم داد. پدرم از تو خوشش اومد و حالا ما دوتا باید باهم ازدواج کنیم. ( سرد. بچم کلا سرده)
+ چی........ ( خنده) شوخی خوبی بود. میشه راستشو بگی؟ ( جدی)
_ به قیافم میخوره دروغ بگم؟؟؟
+ چ.... چی؟ یعنی ما دوتا.....
_ بله باید ازدواج کنیم.
+ واقعا که چه پدری دارم. ولی بازم کلی سوال دارم و دارم از گشنگی میمیرم. مثلا چرا باید حتما سیاه بپوشم؟ یا اینکه اون دلیلی که پدرم منو به پدرت داد چی بود؟؟؟؟؟
_ بموقعش میفهمی





ببخشید اگه کم بود شما به بزرگی خودتون ببخشید
شرطا 8 تا کامنت 11 تا لایک
❤❤❤❤❤❤❤😘😘😘😘😘😘😘
دیدگاه ها (۴)

خب بچه ها یه خبر بد شاید امروز نتونم پارت آپلود کنم شایدم یه...

عشق مافیایی پارت 7ا.ت ویورسیدیم به اون عمارتی که ته میگفت. ب...

لباسی که ا.ت پوشید

عشق مافیایی پارت 5ا.ت ویواون زن ( م ته) خنده ریزی مثل خنده ض...

ازدواج اجباری part 1ویو ا.ت ساعت ۷:۱۰ دقیقه با صدای مادرم از...

☆ازدواج اجباری☆P♡36*جونگکوک به صفحه‌ی گوشی خیره شد. شماره نا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط