ز دست و پای دل بر گیر این زنجیرِ جور ای یار

ز دست و پای دل بر گیر این زنجیرِ جور ای یار
که این دیوانه گر عاقل شود دیگر نمی آید
دیدگاه ها (۷)

کدخدایی که گمان کرده خدای ده ماستکدخدا نیست، خدا نیست، بلای ...

چه غریب ماندی ای دل، نه غمی، نه غمگسارینه به انتظار یاری ، ن...

آدم به همه چیز عادت می‌کند.من این طور نیستم. هیچ وقت به هیچ ...

همیشه فکر میکردم میخوام دقیقا مثل مامانم بشم،اما اون فکر میک...

گر چه او هرگز نمی‌گیرد ز حال ما خبر،درد او هر شب خبر گیرد ز ...

گر درد دل دوا شود ای دوست، شاد زیور غمگسار غم بود ای یار، غ...

ولی من عاشق این فیلمم🥲🥺چه غریب ماندی ای دل نه غمی ، نه غمگسا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط