تحریم نکن وسوسه ی عطر تنت را

تحریم نکن وسوسه ی عطر تنت را
ای کاش که با خود نبری پیرهنت را

شاعر شدنم حادثه ی خوب و خوشی بود
باید که ببوید دهن "من" دهنت را

"در حسرت گفتار" تـو" آواره ترینم"
کوتاه نکن هیچ زمانی سخنت را

ما عاشق و معشوق ترین زوج زمینیم
بسپار به "من" دغدغه ی ما و منت را

از مرز شب خستگی ام بگذر و هرگز
از ذهن خودت دور نگردان وطنت را

تا مرگ در آغوش هم آرام بگیریم
از یاد ببر فکر و خیال کفنت را

"تـو" پاک ترین مریم تاریخ زمینی
تحریم نکن وسوسه ی عطر تنت
دیدگاه ها (۱)

گاهی آدم می ماند بین بودن یا نبودنبه رفتن که فکر می کنیاتفاق...

‌ دلـم گرفتـه اسـت...بـه اندازه ے تمـام دلتنگـی هاے دنیـابـه...

بی آن که تو را ببینمدر تو رها می‌شومو در کف دریا چشم می‌گشای...

ﺷﺮﺍﺑﯽ ﺧﻮﺭﺩﻡ ﺍﺯ ﺩﺳﺖِ ﻋﺰﯾﺰِ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﯽ ...ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ ﭼﻪ ﻧﻮﺷﯿﺪﻡ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط