loveingorhateing

#loveing_or_hateing
#Part34



_این دیگه چی بود؟
+یه هدیه ریز از طرف من به تو
_نه دیگه این خیلی ریز بود
+هوم؟
جئون سرم رو گرفت و لباشو رو لبام گذاشت
جئون خیلی حرفه ای منو میبوسید و لبام رو میمکید ولی من همین طوری وایساده بودم و خودم رو رها کرده بودم
بعد از پنج دقیقه ازم جدا شد
_خیلی خوشمزست!
اومد جلو و یه بوسه‌ی ریزی روی لبم کاشت
ماشین رو روشن کرد و به سمت عمارت حرکت کردیم
جئون به طرز خیلی کیوتی گفت
_ا.تتتتتتتتتت توروخدا امشب بزار بغلت بخوابممممممم
خندیدم و گفتم
+باشه جئون
دوباره با همون لحن بچگونه گفت
_یااااااا منو با اسم خودم صدا بزنننننننن
+چشم کوک
_حیحی الان شد
بعد از نیم ساعت به عمارت رسیدیم و جئون یا بهتره بگم کوک ماشین رو پارک کرد و پیاده شدیم
ساعت حدود یک شب بود احتمالا همه خواب بودن
وارد خونه شدیم و دیدیم بهبه همه تو حال نشستن و دارن جرعت حقیقت بازی میکنن
مثل مامان ها رفتم بالا سرشون ایستادم
+بهبه بهبه میدونین ساعت چنده که دارین جرعت حقیقت بازی میکنید؟؟
آیان کیوتانه غر زد
_یااااااا نونااااااا داریم بازی می‌کنیم دیگهههههه
تهیونگ هم گفت
_چایی گذاشتم شما دو تا هم میاید بازی؟
جئون سرش رو خم کرد و روی شونه من گذاشت و گفت
_نه ما خسته‌ایم میخواییم بریم بخوابیم
جیمین با یه لحن شيطانی گفت
_مگه چیکار کردین که خسته اید شیطونا؟؟
جیهون گفت
_ک/صکش چقد تو منحرفی ا.ت از اون دخترا نیس
جیمین ایشی نثارش کرد و شوگا گفت
_من خوابم میاد من رفتم بخوابم بای
همه خداحافظی کردن
جیهوپ گفت
_ع به منو آیان افتاد.خب آیان جرعت یا حقیقت؟
آیان فازه شیر گرفت
_معلومه که جرعت
جیهوپ بدون هیچ مکثی گفت
_لب جیهون رو ببوس!
آیان هم که به من رفته گفت
_س/یکتیر باباااااا
جیهوپ گفت
_مجبوری
+خب من این صحنه بی ال رو ترک میکنم کوک کل وزنت رو ننداز روم
تهیونگ گفت
_عه من حلقه دستت رو الان دیدم ازدواج کردین؟
بله ای گفتم که کوک منو کشون کشون به سمت اتاق برد و منو رو تخت پرت کرد
_نگران نباش کاری نمیکنم فقط یکم برو اونور تر تا بتونم تو بغلت جا بشم
+آخه لباس هامون رو عوض نکردیم
_هوففف
کوک کت و پیراهنش رو در آورد و منم مانتوم رو در آوردم
کوک خودش رو تو بغلم جا داد و دست هاش رو دور کمرم حلقه کرد و سرش رو روی سینه ام گذاشت
_شبت بخیر عشقم
+شب توهم بخیر کوک
بعد از دو دقیقه خوابمون برد






منتظر پارتای بعدی باشید گوگولیا




خمارییییییییی
نویسنده:#اد_تهیونگ
دیدگاه ها (۰)

#loveing_or_hateing #Part35صبح از خواب هفت پادشاهیم بیدار شد...

#loveing_or_hateing #Part36فلش بک به بعد از گفتن اون چیز میز...

#loveing_or_hateing #Part33از‌ خواب پریدم و دیدم ساعت ۸ شبهه...

#loveing_or_hateing #Part32ویو ا.ت صبح بیدار شدمو رفتم دستشو...

16جیهون تو دوست دختر داری کوک؟ (خنده)کوک: عایشش دیگه حرف نزن...

#loveing_or_hateing #Part19_غذا خیلی خوشمزست کی درست کرده؟؟گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط