از باغ ِشعرهایم

از باغ ِشعرهایم
شاپرکی بردار و
به سنجاق سر ِموهایت بچسبان ؛
تا بعد ِاین که می روی
خبر ِخنده هایت را
برایم بیاورد ...

آخر من
بدون خنده های ِتـــــــو
چگونه شاعر باشم
چگونه ؟

خنده هایت..تنها دوای درد من است,من بدون خنده هایت بیمارم...
دیدگاه ها (۲)

عشقم من بیشتر صفحات دفترم دیگه سوراخ سوراخ شده بود...بابا می...

میپرستمت...دنیام

دوستت دارم..روشن و بی هوس..دوستت دارم همانجور که تو مرا دوست...

دستات..انگشتام لای انگشتات..فشار های دستم لای دستات...دستات ...

من به این دلیل در این دنیا هیچ غم و غصه ای ندارم که یک دوست ...

همین که چشم گشودم رفته بودی تا سر همین کوچه رفته بودم تا کمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط