گاهی تنهایی آنقدر قیمت دارد که درب را باز نمی کنم

گاهی تنهایی آنقدر قیمت دارد که درب را باز نمی کنم
حتی برای “تو” که سالها منتظر در زدنت بودم
دیدگاه ها (۸)

در خیالم پشت سرت آب ریختم نه برای اینکه برگردی ، تا پاک شود ...

در آغوش خودم هستم من خودم را در آغوش گرفته ام ! نه چندان با ...

دورافتادم دورازکسي که دوستش دارم هيچوقت فاصله ها رونمي بخشم....

فراموش شدن همیشه از نبودن نیست ! گاهی از نزدیک شدن زیاد فرام...

خدای بزرگ وتوانا

‌دوستتدارمدوستتدارم آنقدرڪہ حتے فرصت نمی‌ڪنم بہ تو ابرازڪنمڪ...

دیگر برایت شعرهایم را نمی‌خوانمدیگر در این تنهایی‌ام با خود ...

مو اینقدر لنگ بودم تو زندگیم که یاد گرفتوم تو زندگیم چه شکلی...

خوبی از حد بگذرد ...

دیگر برایت شعرهایم را نمی‌خوانمدیگر در این تنهایی‌ام با خود ...

🦋 اما مناونقدرام قوی نبودم که نشون دادمحتی یه وقتایی دل نازک...

#گاهی فکر می‌کنم اگر تمام دنیا را هم به من بدهند، باز هم دلم...

روزمرگی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط