عشق من

عشق من ...
مریض که می شوی
پرستار می شوم ...
می آیم و می نشینم کنار تخت دلتنگی ات
موهایت را
با دستانم نوازش می کنم
می روم و قرص ماه را برایت می آورم!
تب که می کنی
در حوض شب پاشویه ات می کنم
حوضی که همان قرص ماه در آن است
و پتوی نم‌دار ابر را
رویت می کشم
دستانت را در دستم می گیرم
و تا خود صبح برایت دعا می خوانم
غصه نخور نازنینم...
تا خورشید سلامی دوباره کند
خوب شده ای...
دیدگاه ها (۱)

مُهم نیست دوستم داری یا نَـه …!مُهم ایـن استـــ کِـه؛مـَـن ه...

خانه دوستمن دلم میخواهد خانه ای داشته باشم پر دوستکنج هردیوا...

ﭼﻪ ﺣﺴﻪ ﺧﻮﺑﯿﻪ..ﺷﺒﺎ ﻣﻮﻗﻊ ﺧﻮﺍﺏ ﻋﺸﻘﺖ ﺳﺮﺷﻮ ﺑﺬﺍﺭﻩ ﺭﻭ ﺩﺳﺘﺎﺖ...ﺑﺎ ﻣﻮ...

به کسانی که در لابه لای مشغله شان وقتی برای شما پیدا می کنند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط