به تماشای قدت آینه ها کوتاهند

به تماشای قدت آینه ها کوتاهند
ماه ها پشت نگاه تو شبیه ماهند

هر چه نی روی تن دشت عطش می خواند
همه محزون دم گرم تو یعنی آهند

بس که در کوچه سرودیم خداحافظ را
سنگ ها از سفر ما دو نفر آگاهند

هر چه پیچید به اندام تو آخر نگرفت
باد ها بیشتر از دیده من گمراهند

ابر را مات کن از صفحه شطرنجی روز
ذره های دل خورشید تو را می خواهند

روی اندام تو موسیقی باران لغزید
ابرها تشنه یک ضربه به این درگاهند

مثل ققنوس در آتشکده قاف بسوز
که همه آینه پوشند ولی روباهند

#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

از وجودم عشق می‌گیرد شراب خانگینسبتی داریم پاییز و من و دیوا...

عاقبت روزی تو را در شَهر پیدا می کُنم شانهِ هایت را ب...

من اگر نباشم، تو که معشوق منی مگر به دیده‌ی عشاق دیگری در آی...

تو كیستی، كه من اینگونه بی تو بی تابم؟شب از هجوم خیالت نمی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط