چه بگویم که

چه بگویم که
غم از دل برود
چون تو بیایی...
دیدگاه ها (۱)

ببین این زخمای کهنهچه امیدی بهم داده..

چه خوب که میان این همه دل آشوبی،تو هستی که هنوزخوب میخندی...

شاید به مرور عادت کردیم و دوباره توانستیم مثل قبل لبخند بزنی...

من از برای مصلحت در حبس دنیا (خانه) مانده‌ام

گفته بودم؛ چو بیایی غم دل با تو بگویم:)چه بگویم که ...غم از ...

من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی احد نابستن از آن بِه ...

در تاب و تبم تا تو بیاییمرا خیال تو هرگز نمیرود از یاد ........

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط