گفتم مادر, گفت: جانم....گفتم : درد دارم, گفت: به جانم...گ

گفتم مادر, گفت: جانم....گفتم : درد دارم, گفت: به جانم...گفتم: خسته ام, گفت: پریشانم.....گفتم: گرسنه ام, گفت: بخور از سهم نانم.....گفتم: کجا بخوابم, گفت: روی چشمانم................اما یکبار نگفتم , مادر من خوبم و شادم, همیشه از درد گفتم و از رنج,....(( مادر دوستت دارم))
دیدگاه ها (۵)

مهربان باش و به هرکس میرسی لبخند بزن, تو نمیدانی به آدمها چه...

خوب بودن خود را منوط به خوب بودن دیگران نکن, ما آینه نیستیم ...

من اناری را میکنم دانه, به دل می گویم (( خوب بود این مردم د...

به خاطر سنگی که تو غذا بود , دندانم شکست, گریه کردم نه بخاطر...

آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟پارت 100(ویو نیلسو)نگاهمو بهش داد...

تیغ ، روی دستم گذاشتم و کشیدم .دستم سوخت و خون تراوش کرد .با...

آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟پارت 98با حس سردردی چشمامو باز کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط