آه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآ

آه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآ
اشتیاق تو مرا سوخت کجایی، بازآ

شده نزدیک که هجران تو، مارا بکشد
گرهمان بر سرخونریزی مایی ، بازآ

کرده‌ای عهد که بازآیی و ما را بکشی
وقت آنست که لطفی بنمایی، بازآ

رفتی و باز نمی‌آیی و من بی تو به جان
جان من اینهمه بی رحم چرایی، بازآ

وحشی از جرم همین کز سر آن کو رفتی
گرچه مستوجب صد گونه جفایی، بازآ


وحشی
دیدگاه ها (۱۳)

من آن مرغم که افکندم به دام صد بلا خود رابه یک پرواز بی هنگا...

رفتی و دل ربودی یک شهر مبتلا راتا کی کنیم بی تو صبری که نیست...

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا راالله الله تو فراموش مکن صحبت...

جمالت کرد جانا هست ما راجلالت کرد ماها پست ما رادل آرا ما نگ...

﷽#مولای‌من‌🍂ای چراغ همه ادوار کجایی آقاای دوای دل بیمار کجای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط