دیداری دوباره پارت
دیداری دوباره: پارت ۴
وقتی زنگ کامل خورد اشیدو دستمو گرفت وبرد کافه تریا(من توذهنم:اگه اونجارو ول نمیکرد اون موقع ونمیرفتیم خارج قطعا هنوز زنده بود ورهام نمیکرد)
تو همین فکرا بودم که
دختری که اسمشاشیدوبود گفت :ایومی کوسه تو خیلی قویه ولی چون آب هست نمیتونی از تودوروکیوباکوگو
ومیدوریا جلو بزنی
توذهنم :میدوریا میدوربا قبلا اسمشو شنیدم عا اره همون پسری که دوست باکوگو بود باکوگو راجبش بهم میگفت ولی تا هالا ندیدمش
به اشیدو گفتم :ام اشیدو ببخشید میدوریا کیه؟
اشیدویک پس گردنی زد بهم وگفت:نیازی به رسمیت بودن نیست گفتی میدوریا اون پسره رو میبینی با اوراراکا وايدا نشسته اونه بعد ادامه داد ولی همیشه باکوگو باهاش دعوا داره
ایومی :دعوا ها
اشیدو :بیا ترو بهشون معرفی کنم
ایومی:چیییییی ....... ادامه قسمت بعد
وقتی زنگ کامل خورد اشیدو دستمو گرفت وبرد کافه تریا(من توذهنم:اگه اونجارو ول نمیکرد اون موقع ونمیرفتیم خارج قطعا هنوز زنده بود ورهام نمیکرد)
تو همین فکرا بودم که
دختری که اسمشاشیدوبود گفت :ایومی کوسه تو خیلی قویه ولی چون آب هست نمیتونی از تودوروکیوباکوگو
ومیدوریا جلو بزنی
توذهنم :میدوریا میدوربا قبلا اسمشو شنیدم عا اره همون پسری که دوست باکوگو بود باکوگو راجبش بهم میگفت ولی تا هالا ندیدمش
به اشیدو گفتم :ام اشیدو ببخشید میدوریا کیه؟
اشیدویک پس گردنی زد بهم وگفت:نیازی به رسمیت بودن نیست گفتی میدوریا اون پسره رو میبینی با اوراراکا وايدا نشسته اونه بعد ادامه داد ولی همیشه باکوگو باهاش دعوا داره
ایومی :دعوا ها
اشیدو :بیا ترو بهشون معرفی کنم
ایومی:چیییییی ....... ادامه قسمت بعد
- ۲.۴k
- ۱۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط