دیداری دوباره پارت

دیداری دوباره: پارت ۴
  وقتی زنگ کامل خورد اشیدو دستمو گرفت وبرد کافه تریا(من توذهنم‌:اگه اونجارو ول نمی‌کرد اون موقع ونمیرفتیم خارج قطعا هنوز زنده بود ورهام نمیکرد)
تو همین فکرا بودم که
دختری  که اسمش‌اشیدو‌بود گفت :ایومی  کوسه تو خیلی قویه ولی چون آب هست نمیتونی از تودوروکی‌وباکوگو
ومیدوریا جلو بزنی
توذهنم :میدوریا میدوربا قبلا اسمشو شنیدم عا اره همون پسری که دوست باکوگو بود باکوگو راجبش بهم میگفت  ولی تا هالا ندیدمش
به اشیدو گفتم :ام اشیدو ببخشید میدوریا کیه؟
اشیدویک پس گردنی زد بهم وگفت:نیازی به رسمیت بودن نیست گفتی میدوریا  اون پسره رو میبینی با اوراراکا وايدا نشسته اونه بعد ادامه داد ولی همیشه باکوگو باهاش دعوا داره
ایومی :دعوا ها
اشیدو :بیا ترو بهشون معرفی کنم
ایومی:چیییییی ....... ادامه قسمت بعد
دیدگاه ها (۱)

دیداری دوباره:پارت ۵ایومی:نه نه بیا بریم غذا بخوریم من گوشنم...

ساخت خودممم بد شده نه

عشق مثلثی: قسمت دومرفتم خونهمادرم:امدی دخترممن: بله مامان بب...

سمممم خالص از نوع تریاک🤣🤣🤣

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط