شاعرنشده ، ولی غزل دزدیدند!
شاعرنشده ، ولی غزل دزدیدند!
هم وزن غزل،اصل وبدل دزدیدند
وقتی که کسی به کارشان کارنداشت
درهاله ای ازنور دکل دزدیدند
"احمدکرد زنگنه"
بر طبق اصول و مستدل می دزدند
یک ذرّه که نه٬ بغل بغل می دزدند
چون واحد پولمان شده بی ارزش
این بار برادران دکل می دزدند
"خلیل جوادی"
عقل از سر مردم مچل دزدیدند
موی از سر آدم کچل دزدیدند
دزدی دلار هم که تکراری بود
رفتند یکی دو تا دکل دزدیدند
"متین حقیقت زاده"
هم وزن غزل،اصل وبدل دزدیدند
وقتی که کسی به کارشان کارنداشت
درهاله ای ازنور دکل دزدیدند
"احمدکرد زنگنه"
بر طبق اصول و مستدل می دزدند
یک ذرّه که نه٬ بغل بغل می دزدند
چون واحد پولمان شده بی ارزش
این بار برادران دکل می دزدند
"خلیل جوادی"
عقل از سر مردم مچل دزدیدند
موی از سر آدم کچل دزدیدند
دزدی دلار هم که تکراری بود
رفتند یکی دو تا دکل دزدیدند
"متین حقیقت زاده"
- ۵۷
- ۱۲ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط