قرار داد

قرار داد
پارت 3



جونگکوک : باشه پس بیا
یوری : ممنونم
به سمت پسره قدم برداشتم پشت موتور پسره نشستم
یوری : میتونم یه سوالی بپرسم
جونگکوک : چه سوالی
یوری : اسمت چیه
جونگکوک : چرا میخوای بدونی
یوری : کنجکاو شدم
جونگکوک : اسمم جونگکوک جئون جونگکوک
یوری : چه اسم قشنگی داری
جونگکوک : ممنون
یوری : یه چیز دیگه چند سالته
جونگکوک : 29
یوری : اها منم 18 سالمه اسمم یوری پارک یوری
جونگکوک : خوبه
که موتور نگه داشت و ازش پیاده شد منم اومدم بیام پایین که نزاشت
یوری : میشه باهام ازدواج کنی
جونگکوک : هههه(خنده) چی
یوری : باهام ازدواج کنی
جونگکوک : چرا اونوقت
یوری : چون ازت خوشم اومده
[تمامی حرف هایی که موقع ای که سوجو خورده با حالت مستی بوده]
جونگکوک خم شد و صورتشو اورد سمتم
منم گردنشو گرفتم لبام و روی لباش گذاشتم شروع به بوسیدنش کردم که
جونگکوک : داری چیکار میکنی
یوری : میبوسمت
دیدم اومد نشست روی موتور و موتور رو روشن کرد
جونگکوک : خونت کجاست
یوری : ................
جونگکوک : هوم
که دیگه جیزی نفهمیدم و کم کم خوابم برد
[ ویو یورا ساعت1:25]
توی فکر یوری بودم نگران بودم اتفاقی براش افتاده باشه توی همین فکرا بودم که صدای زنگ در اومد از روی کاناپه بلند شدم و به سمت در خونه قدم برداشتم
یورا : کیه
جونگکوک : خواهرت....
تا اومد حرف بزنه درو باز کردم با چیزی که دیدم خشکم زد یوری براید استایل بغل یه پسره ای بود
جونگکوک : خواهرت خیلی مشروب خورده منم ازش ادرس پرسیدم اینجارو گفت
یورا : بیارش داخل
جونگکوک : کجا بزارمش
یورا : طبقه بالا اتاق دومی
از پله ها رفت بالا
جونگکوک : اینجا
یورا : اره
و بعد یوری گذاشت روی تخت و در اتاق رو بست از پله ها اومد پایین
یورا : چیزی میخوری بیارم
جونگکوک : نه ممنون
یورا : کجا پیداش کردی
جونگکوک :......... روی یه صندلی نشسته بود و سرشو گذاشته بود روی میز گریه میکرد و یه چیزایی میگفت
یورا : از اینکه کمکش کردی ممنون
جونگکوک : اوم
و بعد به سمت در خونه قدم برداشت و دست گیره در رو به سمت پایین فشار داد و رفت بیرون و در خونه رو بست منم رفتم تو اتاقم و خوابیدم
[ویو کوک]
رفتم که از جای همیشگی سوجو بخرم از موتور اومدم پایین و به سمت مغازه حرکت کردم

شرط :
5 تا لایک
دیدگاه ها (۴)

قرار داد پارت 4 ☆سمت مغازه حرکت کردم داخل مغازه رفتمخانمه ...

قرار داد پارت 5☆همه رفتن داخل کلاس و منم وارد شدم و به سمت ...

قرار داد پارت 2☆یوری : نگاهمو چرخوندم و بلند شدم رفتم بیرو...

قرار داد پارت 1☆[ ویو یوری ] صبح با صدای الارم گوشیم بیدار ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط