بازی مرگ ]
بازی مرگ ]
پارت ۱۰
سانگ بوم : ما همه اینها جمع شدیم چون به قدرت تو اعتماد داریم اما.... انتقام گرفتن از قاتل زنت شاید از نظر شخصی ضروری باشه اما از نظر کاری ....
جونگ کوک بی حرکت و بی احساس به او خیره مانده بود اما سایر اعضا به وضوح نگران شدن این جسارت رو فقط سانگ بوم داشت دوباره ادامه داد ...تو رئیس این محفلی بعد از چندین مدت نبودی خوشحالم که دیگه طی جلسات کی سوک حرف نمیزنه
اشاره ای به کی سوک کرد کی سوک لبخندی زد و به صندلی اش که کنار جونگ کوک و روبه روی سانگ بوم بود نشست سانگ بوم : ما نمیخواهیم کل نظام ما بخاطر جنگ شخصی تو بهم بریزه بهتره تجدید نظر کنیم همه میدونیم که برادر کودنت همیشه دردسره بهتره بری پیش اون و ازش بپرسی ف
ضا مثله انباری باروت درحال انفجار بود جونگ کوک با لحن آروم و کشنده ای گفت جونگ کوک : سانگ بوم مغزت یه جای کار کرد خوبه که بهم یاد آوری که کرد که نباید به آدما اعتماد کرد از نوع خودت من انتقاممو جایی میگیرم که اصلا هواسش نباشه ذره ای تردید ندارم درون این انتقام
لبخند سانگ بوم شل شد و دیگه چیزی نگفت جونگ کوک نگاهش رو ازش برداشت و به بقیه دوخت باز هم جای ووکی خالی بود و این اون رو عصبی میکرد بلافاصله شروع به حرف زدن کرد جونگ کوک : بگذریم با روئسای روسیه چیکار کردین کاری که کی سوک گفت کردین دیگه نه
همه ساکت ماندن و منتظر کی سوک شدن
کی سوک : من بهشون گفتم که این کار شدنی نیست اما اونا هنوزم مخالفت میکنن
به وضوع رنگ چهره همه تغییر کرد اونها به شدت از عصبانیت کرکس ترس داشتند بجز سانگ بوم بلافاصله دوید آمورته که تا اون لحظه سکوت کرده بود با موهای که یه طرف چشم اش رو پوشانده بود بدون پوزخند یا خنده ای بی ثبات لب زد دوید : ما انجامش میدیم
جونگ کوک با نگاه تیزی سمتش برگشت جونگ کوک : هیچکس این کارو انجام نمیده اونا به شدت دغل باز هستند همکاری نمیکنید باهاشون
سا جانگ مین لب زد : ما نمیتونم بدونه ووکی جلسه رو شروع کنیم
مین گیل : درسته اون یکی از باهوشترین محفله بدون اون نمیشه
کی سوک با غیض گفت : خدا میدونه در کدوم کازینو ای شرط بندی میکنه ما نمیتونیم منتظرش بمونیم
مین گیل : نه باید منتظرش بمونیم
جانگ مین بیخیال گفت جانگ مین : حرف شما مهم نیست کرکس نظرت چیه
همه منتظر حرف کرکس بودند تصمیم نهایی با اون بود مدتی سکوت طولانی بود بلاخره لب باز کرد جونگ کوک : دو یون ببین این کجاست و چه غلطی میکنه
پارت ۱۰
سانگ بوم : ما همه اینها جمع شدیم چون به قدرت تو اعتماد داریم اما.... انتقام گرفتن از قاتل زنت شاید از نظر شخصی ضروری باشه اما از نظر کاری ....
جونگ کوک بی حرکت و بی احساس به او خیره مانده بود اما سایر اعضا به وضوح نگران شدن این جسارت رو فقط سانگ بوم داشت دوباره ادامه داد ...تو رئیس این محفلی بعد از چندین مدت نبودی خوشحالم که دیگه طی جلسات کی سوک حرف نمیزنه
اشاره ای به کی سوک کرد کی سوک لبخندی زد و به صندلی اش که کنار جونگ کوک و روبه روی سانگ بوم بود نشست سانگ بوم : ما نمیخواهیم کل نظام ما بخاطر جنگ شخصی تو بهم بریزه بهتره تجدید نظر کنیم همه میدونیم که برادر کودنت همیشه دردسره بهتره بری پیش اون و ازش بپرسی ف
ضا مثله انباری باروت درحال انفجار بود جونگ کوک با لحن آروم و کشنده ای گفت جونگ کوک : سانگ بوم مغزت یه جای کار کرد خوبه که بهم یاد آوری که کرد که نباید به آدما اعتماد کرد از نوع خودت من انتقاممو جایی میگیرم که اصلا هواسش نباشه ذره ای تردید ندارم درون این انتقام
لبخند سانگ بوم شل شد و دیگه چیزی نگفت جونگ کوک نگاهش رو ازش برداشت و به بقیه دوخت باز هم جای ووکی خالی بود و این اون رو عصبی میکرد بلافاصله شروع به حرف زدن کرد جونگ کوک : بگذریم با روئسای روسیه چیکار کردین کاری که کی سوک گفت کردین دیگه نه
همه ساکت ماندن و منتظر کی سوک شدن
کی سوک : من بهشون گفتم که این کار شدنی نیست اما اونا هنوزم مخالفت میکنن
به وضوع رنگ چهره همه تغییر کرد اونها به شدت از عصبانیت کرکس ترس داشتند بجز سانگ بوم بلافاصله دوید آمورته که تا اون لحظه سکوت کرده بود با موهای که یه طرف چشم اش رو پوشانده بود بدون پوزخند یا خنده ای بی ثبات لب زد دوید : ما انجامش میدیم
جونگ کوک با نگاه تیزی سمتش برگشت جونگ کوک : هیچکس این کارو انجام نمیده اونا به شدت دغل باز هستند همکاری نمیکنید باهاشون
سا جانگ مین لب زد : ما نمیتونم بدونه ووکی جلسه رو شروع کنیم
مین گیل : درسته اون یکی از باهوشترین محفله بدون اون نمیشه
کی سوک با غیض گفت : خدا میدونه در کدوم کازینو ای شرط بندی میکنه ما نمیتونیم منتظرش بمونیم
مین گیل : نه باید منتظرش بمونیم
جانگ مین بیخیال گفت جانگ مین : حرف شما مهم نیست کرکس نظرت چیه
همه منتظر حرف کرکس بودند تصمیم نهایی با اون بود مدتی سکوت طولانی بود بلاخره لب باز کرد جونگ کوک : دو یون ببین این کجاست و چه غلطی میکنه
- ۲۸.۶k
- ۰۴ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط