می خواستم که مال تو باشم فقط همین

می خواستم که مال تو باشم فقط همین

رویای بی محال تو باشم فقط همین

 

می خواستم ز چشمه ی جوشان عشق تو

یک آسمان زلال تو باشم فقط همین

 

می خواستم که ابری و بارانی­ ام کنی

شبها به خواب و خیال تو باشم فقط همین

 

می خواستم که بر تن من لرزه های عشق

تا آن زمان که مال تو باشم فقط همین

 

می خواستم که چشم تو باشم ولی نشد

تصویری از جمال تو باشم فقط همین

 

می خواستم بگردم و پروانه ات شوم

تا بشکنم و بال تو باشم فقط همین

 

می خواستم که نزدیکتر و نزدیکتر به تو

رویای بی محال تو باشم فقط همین ...
دیدگاه ها (۲)

نو شدن را خط بزن در من که پاییزم هنوزبا من از شادی نگو از غص...

هر چند از طراوت چشمات خالی امسنگم نزن شکسته دل این حوالی اما...

نگاه غم زده ام را شبی تو پرپر کنبیا و درد مرا بی ریـــا تو ب...

دردی غریب در دل من خانه کرده استعشقی عجیب در دل من لانه کرده...

❤🌹❤تقدیم باعشق خدمتِ محبوبمآبی تر از دریا تویی،تنها در این د...

عقریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط