دلتنگ یک رفیق

دلتنگ یک رفیق
پارت ۲۶

)فلش بک به چند روز بعد )


*همه ساکتن و تو خونه کاری نمی کنن و تام همش ساکته *




درجنگل ___________


*از زبان شدو *





اون لحظه که تام گفت تو یکی از عضو های خانواده مایی داشتم از خوشحالی بال درمیوردم ولی نشون ندادم
ا_اما حالا که فهمیدم که نمیشه به هیچکس اعتماد کرد .... اینقدر زود اعتماد نمی کنم .....
از همه متنفرم... ماریا فقط تو منو درک میکردی ‌‌...



>>>>>>>>>>>>>>>>> در خانه 🏠



سونیک : من میرم دنبالش!


تیلز :سونیک چی داری میگی ؟؟

سونیک : باید پیداش کنم .، فکرم همش پیش اونه



تام : پس باهم بریم !!




مدی : نه بابا ولش کن مسخره رو ....


تام : مدی تو_؟؟


مدی : من موافق نیستم ..... تام اون به تو آسیب رسوند _



تام : و جونمو نجات داد ! مدی نمیدونستم اینقدر ....



سونیک : من که میرم !



تام : پس ماهم میایم ! مگه نه ؟



همه : باشه !😑
دیدگاه ها (۰)

دلتنگ یک رفیق پارت ۲۷ ساعاتی بعد ....*دارن دنبال شدو میگردن ...

اینم از دو پارت از داستان فعلا نمی نویسم

خوشگلا میگم یه فکت هست که میگه دخترا وقتی کراش میزنن دندون ب...

👍❤️

دلتنگ یک رفیق پارت ۲۳شدو: (به تام نگاه میکنه) میخوام بلند شم...

دلتنگ یک رفیق پارت ۲۱تیلز : دیگه امیدی نیست ...همه ساکتن.......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط