زندگی من

 زندگی من
یعنی
شیب خط گردنت
وقتی
به پهنای شانه ات می رسد
یعنی
رگ برجسته ی دست هایت
وقتی
آنها را در هوا تکان می دهی
یعنی
مهربانی شباهنگام و خواب آلودت
وقتی که می پرسی :
"سردت نیست؟"
یعنی
رگه های قرمز چشمانت
وقتی خستگی در چشمانت موج می زند
یعنی
موهای خیس روی پیشانیت
که به عطسه می اندازدت
زندگی من
یعنی...
تو !
یعنی
همین دلتنگی نفس گیر است
وقتی
این شعر را برایت می گفتم...
عادل دانتیسم
دیدگاه ها (۳)

 گویی از درخت بلوط افتاده ام و ابرها را با خود پایین کشاندم...

زمانی که هیچ جاعشقی را نیافتی زمانی که در لحظات زندگی رها ش...

خلوتم را نشکن شاید این خلوت من کوچ کند به شب پروانه به صدای...

اسکله ی ناز چشات کاری دارم یه قایقم تو ساعته یه ربع ...

𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡p19تهیونگ لحن سردش رو حفظ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط