اعتراف میکنم

اعتراف میکنم
وقتی بچه بودم رفتم به اطلاعات مجتمع خریده الکی اسم خودمو گفتم پیج کنه بعد با صدای دلنشینش اسمم تو مجتع پخش شد از خوشحالی قند تو دلم آب شده بود انگار بهم تی تاب داده بودن
دیدگاه ها (۱)

مورد داشتیم تو علایقش نوشته: غذای مورد علاقه ام استیک آبدار ...

مورد داشتیم پسره رو بعد بارون دوستاش نشناختن، طفلی اون همه ز...

چطور میشه یه مرد تنها میمیره

شب یلدا همیشه جاودانی است / زمستان را بهارزندگانی است شب یلد...

رمان عشق ممنوع

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:⁴....

مافیای من

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 213♡⁠。⁠)باهم هم...

رومان عشق مافیاپارت 25 از زبان ا/تگفتم : اگر تو دوسم داشتی ه...

رومان عشق مافیا پارت 31از زبان ا/تگفتم : نه..مامان تو نباید ...

I Love you...but I don't know...How can I say this...to you....

رومان عشق مافیا پارت 30از زبان ا/تضد عفونی کردن زخماش تموم ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط