بی "تو" مهتاب شبی را همگان میدانند ..

بی "تو" مهتاب شبی را همگان میدانند ..
همگان شعر دوچشمان " تو" را میخوانند..
" تو " که از کوچه غمگین دلم میگذری
" تو" که از راز دلم باخبری
" تو" چرا رسم وفایت گم شد!?
برق چشمان سیاهت گم شد?!
با " توام " ای مه مهتاب شبان..
با " تو" ای زلف پریشان جهان..
بی " تو " صدخاطره ام گریان است..
بی " تو " اشکم شاعر باران است..
بی " تو " دیگر نفسم بند امد
قافیه یک دل خوش سیری چند امد ?
بی " تو " جوی دل من خشکیده ست
بی " تو " هرشاخه بنی ریشه از باغ دلم بر چیده ست
بی " تو " مهتاب نهان است ز ابر..
ابر غم باریده ست..
با " تو "گفتم با شرم با " تو " گفتم از دل
با " تو " از قصه عشقم گفتم و " تو" در اوج سکوت
با نگاهی پر تردیدو خمود گفتی :
از " عشق حذر کن " نفسم بند امد!!
قافیه یک دل خوش سیری چند امد..
بی " تو " مهتاب شبی را باز هم میخواهم....؟؟؟؟
دیدگاه ها (۴)

خلاص شدن از این تکرار و تکرار دوباره روزمره روز و شب ها از ت...

چند وقتیست همه دلگیرند از من دلیل میخواهند برای غمگین بودنمب...

دلم غمگین تر از هـــــــر شـــــــــــب....دو چشــــــــــمم...

مدتهاستـ کہ دیگر شبـ،شبـ نیستـ...همان ادامه روز استـ...کمے ت...

عمو های من

آرزوی دیدارت را دارم... پارت 44["ویو سلین"]فقط دو آدم خسته.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط