راه رفتن میان حق و باطل اعتدال نیست...منافق گری هست
راه رفتن میان حق و باطل اعتدال نیست...منافق گری هست
آقای محمدتقی مصباح یزدی گفتند: عدهای میگویند خدا یکی است، عده دیگری میگویند خدا هزار تا است؛ آیا در اینجا ما می توانیم بگوییم نه تند برویم، نه کُند، حد وسط را که 500 تا است، قائل شویم، چون معتدلیم؟!
ما باید حق و باطل را از راههای خودش بشناسیم.زیادهروی در مسیری که حق، خلاف آن را اقتضا میکند، تندروی است؛ کوتاه آمدن از آن هم کندروی است.اما حق را با این معیار نمیتوان شناخت.نمیتوان گفت در هر مسألهای حد وسط بین اول و آخر آن اعتدال است. آیا میشود گفت از دوازده امام به شش امام قائل هستیم، چون باید اعتدال داشته باشیم؟!
آیا به این شکل درست میشود؟
خیر؛ بلکه هم پیش افتادن، و هم عقب افتادن از حقی که دلیل آن را اقتضا میکند، غلط است. پس ما نوکر حقیم؛ و حق چیزی است که دلیل عقلی و دلیل شرعی آن را اثبات میکند؛ آن را باید ملاک قرار دهیم.پس تندی و کندی را چه کسی تعیین میکند؟ دلیل تعیین میکند؛ مصلحت واقعی تعیین میکند؛ نه صِرف عنوان اعتدال و وسط بودن.
امام على عليه السلام :
ظَـلَمَ الْحَقَّ مَنْ نَصَرَ الْباطِلَ؛ هر كس باطل را يارى كند، به حق ستم كرده است.
تصنیف غررالحکم و درر الکلم ص:71
امام كاظم عليه السلام :
قُلِ الْحَقَّ وَ اِنْ كانَ فيهِ هَلاكُكَ فَاِنَّ فيهِ نَجاتَكَ... اِتَّقِ اللّه وَ دَعِ الْباطِلَ وَ اِنْ كانَ فيهِ نَجاتُكَ فَاِنَّ فيهِ هَلاكَكَ؛ حق را بگو اگر چه نابودى تو در آن باشد، زيرا كه نجات تو در آن است... تقواى الهى پيشه كن و باطل را فرو گذار هر چند [به ظاهر] نجات تو در آن باشد، زيرا كه نابودى تو در آن است.
تحف العقول ص پيامبر صلى الله عليه و آله : ايّاكُمْ وَ التَّلَوُّنَ فى دينِ اللّه فَاِنَّ جَماعَةً فيما تَـكْرَهونَ مِنَ الْحَقِّ خَيْرٌ مِنْ فُرْقَةٍ فيما تُحِبّونَ مِنَ الْباطِلِ وَ اِنَّ اللّه سُبْحانَهُ لَمْ يُعْطِ اَحَدا بِفُرْقَةٍ خَيْرا مِمَّنْ مَضى وَ لا مِمَّنْ بَقىَ ؛
از چند رنگى و اختلاف در دين خدا بپرهيزيد، زيرا يكپارچگى در آنچه حق است ولى شما آن را ناخوش مى داريد، از پراكندگى در آنچه باطل است اما خوشايند شما مى باشد، بهتر است. خداى سبحان به هيچ يك از گذشتگان و باقى ماندگان بر اثر تفرقه و جدايى خير و خوبى عطا نكرده است.
نهج البلاغه(صبحی صالح) ص255
آقای محمدتقی مصباح یزدی گفتند: عدهای میگویند خدا یکی است، عده دیگری میگویند خدا هزار تا است؛ آیا در اینجا ما می توانیم بگوییم نه تند برویم، نه کُند، حد وسط را که 500 تا است، قائل شویم، چون معتدلیم؟!
ما باید حق و باطل را از راههای خودش بشناسیم.زیادهروی در مسیری که حق، خلاف آن را اقتضا میکند، تندروی است؛ کوتاه آمدن از آن هم کندروی است.اما حق را با این معیار نمیتوان شناخت.نمیتوان گفت در هر مسألهای حد وسط بین اول و آخر آن اعتدال است. آیا میشود گفت از دوازده امام به شش امام قائل هستیم، چون باید اعتدال داشته باشیم؟!
آیا به این شکل درست میشود؟
خیر؛ بلکه هم پیش افتادن، و هم عقب افتادن از حقی که دلیل آن را اقتضا میکند، غلط است. پس ما نوکر حقیم؛ و حق چیزی است که دلیل عقلی و دلیل شرعی آن را اثبات میکند؛ آن را باید ملاک قرار دهیم.پس تندی و کندی را چه کسی تعیین میکند؟ دلیل تعیین میکند؛ مصلحت واقعی تعیین میکند؛ نه صِرف عنوان اعتدال و وسط بودن.
امام على عليه السلام :
ظَـلَمَ الْحَقَّ مَنْ نَصَرَ الْباطِلَ؛ هر كس باطل را يارى كند، به حق ستم كرده است.
تصنیف غررالحکم و درر الکلم ص:71
امام كاظم عليه السلام :
قُلِ الْحَقَّ وَ اِنْ كانَ فيهِ هَلاكُكَ فَاِنَّ فيهِ نَجاتَكَ... اِتَّقِ اللّه وَ دَعِ الْباطِلَ وَ اِنْ كانَ فيهِ نَجاتُكَ فَاِنَّ فيهِ هَلاكَكَ؛ حق را بگو اگر چه نابودى تو در آن باشد، زيرا كه نجات تو در آن است... تقواى الهى پيشه كن و باطل را فرو گذار هر چند [به ظاهر] نجات تو در آن باشد، زيرا كه نابودى تو در آن است.
تحف العقول ص پيامبر صلى الله عليه و آله : ايّاكُمْ وَ التَّلَوُّنَ فى دينِ اللّه فَاِنَّ جَماعَةً فيما تَـكْرَهونَ مِنَ الْحَقِّ خَيْرٌ مِنْ فُرْقَةٍ فيما تُحِبّونَ مِنَ الْباطِلِ وَ اِنَّ اللّه سُبْحانَهُ لَمْ يُعْطِ اَحَدا بِفُرْقَةٍ خَيْرا مِمَّنْ مَضى وَ لا مِمَّنْ بَقىَ ؛
از چند رنگى و اختلاف در دين خدا بپرهيزيد، زيرا يكپارچگى در آنچه حق است ولى شما آن را ناخوش مى داريد، از پراكندگى در آنچه باطل است اما خوشايند شما مى باشد، بهتر است. خداى سبحان به هيچ يك از گذشتگان و باقى ماندگان بر اثر تفرقه و جدايى خير و خوبى عطا نكرده است.
نهج البلاغه(صبحی صالح) ص255
- ۱.۰k
- ۱۳ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط