نگاهم ب اسمون

نگاهم ب اسمون
ستارهارو رو میشمارم
روزای سال تموم میشه
تو رو بخاطر میارم
ب اسمون میگم یواشکی
بگو بینم عشقم کجاس
ابرهارو در هم میزنه
یکم واسم اشک میریزه
میگه سراغشو نگیر
میگم مگه اون کجاس
فقط ب من بگو همین
اشاره کرد ب ستاره
گفت نشون بده عشقش کجاس
نشونم داد وای خدایا تو اغوش یکی دیگس
داره ب اسمون نگا میکرد
ستاره هارو میشمرد
یواشکی بوسه میچید
y**$**£
دستاشو محکم میگرفت
هی اونو نوازشش میکرد
اشک چشمم اومد پایین
اسمون ب هم گفت دیدی گفتم ک نبین
اشک اومد پایین
گفتم اشک من برا خودم نیست
واسه اون پسرس ک داره بازیچه میشه
دیدگاه ها (۲)

شب جمعه بود سر مزار آرشا نشسته بودم دیدم یه خانم مسنی داره ا...

پآرت ⁶یونگی: چیه توبمن زل زدی (با خنده لثه ایی) نوا: نبابا ی...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part _فعلا بهوش نمیان!...

وقتی بدون اجازه اش میری بار

وقتی میاریش ایران و با پسرعمو هات گرم میگیری

پارت ۱ (سرنوشت)ا/ت :من دختری ۲۲ ساله هستم و کارم مد فشنه .ام...

P4ویو چیفویو:نمیدونم چرا از وقتی فهمیده امگا ام و یا بهتر بگ...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و p25ویو هیونجین اه ات چرا ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط