گفتی که مستت میکنم،پر زانچه هستت میکنم

گفتی که مستت میکنم،پر زانچه هستت میکنم
گفتم چگونه از کجا؟ گفتی که تا گفتی خودآ

گفتی که درمانت دهم. بر هجر پایانت دهم
گفتم کجا،کی خواهد این؟گفتی صبوری باید این

گفتی تویی دُردانه ام. تنها میان خانه ام
مارا ببین،خود را مبین درعاشقی یکدانه ام

گفتی بیا. گفتم کجا. گفتی در آغوش بقا
گفتی ببین.گفتم چه را؟گفتی خدا را در خود آ

مونا
دیدگاه ها (۵)

لمس باید کرد؛ دردی را که عاشق می کشدرنج سرخی را که گلبرگ شقا...

من پر از وسوسه ی چشم تو هستم! تو چطور؟من از احساس غزلخیز تو ...

یک گوشه بمانی و دلت تنگِ کسی که...در حسرتِ آوایِ خوش آهنگِ ک...

به خانه خانه می‌آرد چو بیذق شاه جان ما راعجب بردست یا ماتست ...

خدا را در خود آ

گفتی که مستت میکنم،پر زانچه هستت میکنمگفتم چگونه از کجا؟ گفت...

گفتی که مستت میکنم،پر زانچه هستت میکنمگفتم چگونه از کجا؟ گفت...

گفتی که مستت میکنم،پر زانچه هستت میکنمگفتم چگونه از کجا؟ گفت...

گفتی که مستت میکنم،پر زانچه هستت میکنمگفتم چگونه از کجا؟ گفت...

گفتی که مستت میکنم،پر زانچه هستت میکنمگفتم چگونه از کجا؟ گفت...

گفتی که مستت میکنم، پر زآنچه هستت میکنمگفتم چگونه از کجا؟ گف...

گفتی که مستت میکنم،پر زانچه هستت میکنمگفتم چگونه از کجا؟ گفت...

گفتی که مستت میکنم،پر زانچه هستت میکنمگفتم چگونه از کجا؟ گفت...

‍ گفتی که مستت میکنم،پر زانچه هستت میکنمگفتم چگونه از کجا؟ گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط