یکی آمد که دنیایش شروعی تازه در من بود

یکی آمد که دنیایش شروعی تازه در من بود
پر از احساس موسیقی شبیه لحن سوسن بود

ردیف آرزوهایش، کمی تا قسمتی ابری
نگاه ساده اش اما، همیشه صاف و روشن بود

حریم پاک مریم را به کرکس ها نمی بخشید
برایش ناز سنجاقک، همیشه سهم لادن بود

به زخم گل نمی خندید، مهتابی تر از شب بود
همیشه بود و می آمد، ولی از جنس رفتن بود

شبی در شعر من گم شد، کسی که با غزل آمد
عزیزی بود که دنیایش، شروعی تازه در من بود
دیدگاه ها (۳)

شب های بی توهم صبور استهم غلظت تاریکی اش بیشترهم زیباست که ب...

نه عالم ریاضی‌ام و نه سیاسی‌ام من دکترای تجربی «تو شناسی‌ام»...

اگــــــــہ روزےبیڹ←رفٺڹو←ماندڹشڪ ڪردے...!!!حتما←بــــــرو…چ...

قدری لبخند وقدری فکر 🍁 🍁 🍁 🍁 کبوتر با کبوتر چیپس با ماست درو...

《검은 마음》پارت دوم | اولین برخوردسئول، ساعت ۷:۱۳ صبح.بارانِ ریز...

The Joke That Broke Us

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط