زلفی بده بر باد و بگیر از همه جان را

زلفی بده بر باد و بگیر از همه جان را

آشفته ی خود ساز زمین را و زمان را

یک چند بیا با غــــزلــــــیات نـگــاهــــت

در کوچه ی ما باز به پا کن هیجان را

با این خط و خال مینیاتور شده ی خویش

یکبار برو سوژه بشو فرشچیان را

آهویی و از جذبه ی چشمان سیاهت

دیدم دو سه تا شیر و پلنگ نگران را !

تو پاک ترین علت این شعر عجیبی

نگذار کسی بو ببرد این جریان را

هرچند که در شان شما نیست غزل هام

مانند همیشه تو ببخش این هذیـــان را


حسین دهلوی
دیدگاه ها (۱۰)

زلفی بده بر باد و بگیر از همه جان راآشفته ی خود ساز زمین را ...

زلفی بده بر باد و بگیر از همه جان راآشفته ی خود ساز زمین را ...

لبخند بزن تازه کنی بغض" بنان" رابخرام بر آشفته کنی "فرشچیان"...

لبخند بزن تازه کنی بغض" بنان" رابخرام بر آشفته کنی "فرشچیان"...

لبخند بزن تازه کنی بغض «بنان» رابخرام که آشفته کنی «فرشچیان»...

لبخند بزن تازه کنی بغض" بنان" رابخرام بر آشفته کنی "فرشچیان"...

«حُکمِ حَد؛ اخطارِ راهبردیِ بهرام محمدی به سرانِ قوا»«مهارِ ...

#استوری_زیبا

«حُکمِ حَد؛ اخطارِ راهبردیِ بهرام محمدی به سرانِ قوا»«مهارِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط