می‌دانم رفیق! آدم‌ها گاهی موجودات بدبختی می‌شوند.

می‌دانم رفیق! آدم‌ها گاهی موجودات بدبختی می‌شوند.
آدم‌ها گاهی به قدری متعفن می‌شوند
ک به حقانیت انسان بودن شک می‌کنی.
نمی‌دانم دقیقا "تن" تا کجای قصه می‌تواند پیش برود؟
آدم‌های رنگارنگ... دهان‌های متعفن، گستاخی‌های بی‌شرمانه. عقده‌هایی دفن شده در کمرگاه نرها.
عشوه‌های مچاله شده در چشم‌های مادینه‌ها.
خوابیدن و بیدار شدن.. غلت زدن روی اندام‌هایی با بوهای متفاوت. بوسیدن لب‌ها، از دهانی به دهانی.
لمس اندام، از تنی به تنی... تا بی‌نهایت..
تا بدان جا که پیش آید و پا بدهد. فاحشه‌ها کنار خیابان ایستاده‌اند. فاحشه‌های مذکر. فاحشه‌های مونث.
نقاش کلمات توی گوشم شعر می‌خواند...
این شهر بوی لجن زار می‌دهد.
این شهر بوی عشق‌های متعفن پنجاه هزار تومنی می‌دهد.
عده‌ای با کمرگاهشان فکر می‌کنند.
عده‌ای که مغزشان زیر نافشان خلاصه می‌شود.
عشق‌های رنگارنگ با طعم‌های مختلف!
بی‌خیال عقده‌های مردمانی ک وسعت دیدشان خلاصه می‌شود در کمرگاه زن‌ها ... بی‌خیال این شهر بی‌پدر و مادرحرام زاده!
تو اصالتت را از یاد نبر... تو دنیایت را آراسته با بامبوها کن... بگذار ریشه‌هایت در گلدان شیشه‌ای بدرخشند ،
دنیا حتما برای تو تکه زمینی دارد. صبر داشته باش،
حتما کسی با دست‌هایی پر از محبت و چشم‌هایی ک فقط برای تحسین زیبایی تو آفریده شده‌اند از راه خواهد رسید.
شهر پر از درنده است...
شهر پر از چشم هایی است که حسادت را در وعده‌های غذاییشان می‌بلعند.
دیدگاه ها (۴)

رها🦋 پاییز دارد نزدیک می شود..🍂آرام و بی صدابا چمدانی پر از ...

.. وقتِ خلوت با خدا.🤲🙏بسم‌الله الرحمن الرحیمخدایا...در این س...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

تولدت مبارک کوکی جونم

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے¹²جون‌کو...

نماد مرگ پارت شیشم

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ام: معجونِ عشق---پنج ماه پیش.بعد از مهم...

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

سناریو و وانشات توکیو ریونجرز ا/ت و مایکیشب کریسمس در توکیو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط