اسم پروانه ای که در تاریکی می سوزد

اسم پروانه ای که در تاریکی می سوزد
پارت ۴۸
(ویو نابی)
جونگ کوک: هر چی باشم فقط برای تو هم
نابی: می دونی.....با اینکه رو مخی ولی بازم دارم تحملت می کنم
خندید و
جونگ کوک: مجبوری خوشگله.......
خودم ازش جدا کردم و رفتم داخل رفتم داخل اتاقم و رو تخت خودم پرت کردم
امروز عجب روزی بودا....... ولی جونگ کوک خیلی اذیت می کنه انتظار داره بهش
پاسخ مثبت هم بدم نمی دونم چقدر تو فکر بودم که خوابم برد

(ویو جونگ کوک)
امروز بالاخره تونستم حرف دلم به نابی بزنم....... حرفی که چند ماه دلم می
خواست بهش بزنم.......از دیدار اول مجذوبش بودم .... اون بی نقص بود زیبا
بود..... ولی خیلی وقتا حرصم می داد ولی دوسش داشتم تمام مدت که آمریکا
بودم به فکرش بودم حتی لحظه ای نمی تونستم صورتش فراموش کنم
جونم برای این دختر می دم..... وقتی بعد از ۶ ماه دیدمش واقعا دلم می خواست
عمیق بغلش کنم و تمام عطرش داخل ریه هام استشمام کنم ...... برام اولین و
اخرین عشق هست دوسش دارم برای بدست آوردنش هر کاری می کنم

(ویو صبح نابی)
نمی دونم ساعت چند بود که بیدار شدم..... نگاهی به ساعت کردم ساعت ۱۰ بود
بلند شدم یکم خودم جمع جور کردم و روتین صبح انجام دادم رفتم طبقه پایین
که با جونگ کوک و هیونگ سو در حال گیم زدن رو به رو شدم اینا کی اینقدر
صمیمی شدن
نابی: سلام
جونگ کوک و هیونگ سو: سلام
نابی: هیونگ سو مامانی کجاست
هیونگ سو: سرکار....... خوشگلم برو برامون قهوه بیار
نابی: اوک..... ولی باید بجاش شرطی که می زارم قبول کنی
هیونگ سو: باشه.......
رفتم در گوشش چیزی گفتم که قبول کرد جونگ کوک یکم عصبی شد ولی چیزی
نگفت
نابی: چی می خورید
هیونگ سو: آیس کافی
جونگ کوک: آیس لاته
رفتم چیزایی که گفتن حاضر کردم دستشون دادم بازیشون تموم شده بود
که ...............





دیدگاه ها (۳)

پارت ۵ ویو جونگ کوک:وقتی کارام رو تموم کردم رفتم قصر وقتی رس...

رمان :تاوقتی که عاشقت شدم

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

پارت ۱ویو تهیونگ:سلام من کیم تهیونگ هستم ۲۹ سالمه و تو یک کا...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²⁹ویو: اتدر که بسته شد، چند ثانیه ...

تک پارتی ویو ا.ت نگاهی به گوشیم انداختم که با ۹ تماس از دست ...

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط