دلتنگ یک رفیق پارت؟
دلتنگ یک رفیق پارت؟
*اندکی بعد در زیر زمین *
_آه. انگار کل اینجا با ما مشکل دارن!
تیلز: آ...آره *نفس نفس *
ناکلز : حالا باید چجوری از اینجا بریم بیرون سونیک ؟
سونیک : باید از پایگاه فرار کنیم !
ناکلز : اما چجوری ؟ حتما میمیریم!!
سونیک : نمیدونم ... شدو تو یه چیزی بگو .
شدو : ____
سونیک : آه...
_فکر کنم .. باید مبارزه کنیم ...*صدای اروم*
تیلز : منم با شدو موافقم !!
ناکلز : شاید !
از زبان سونیک
مجبور شدیم مبارزه کنیم . واقعا فکر کنم این آخرین شانسمونه
چون تیلز با وسایل هاش خواست سیستم امنیتی پایگاه رو هک کنه ولی اونقدر قوی بودن که وسایل هاش هنگ کردن
اگه بخوایم از پایگاه هم فرار کنیم عمق آب اینقدر زیاده که غرق میشیم
..شدو هم که .... هنوز خوب نشده نمیتونه تلپورت کنه ..اوف.،●
سونیک : شدو تو درست میگی بهتره_
قبل از اینکه بتونم حرفمو تموم کنم اون متال ها ی کوفتی بهمون حمله کردن
ناکلز : خدایاااااااا!!!!
تیلز : اینا مگه نمرده بودن ؟؟
*خب خب ...دوباره درگیر شدیم که...
شدو : داشتم پای متال رو میشکوندم که یه تیر از بقل گوشم رد شد ،
وای . فکر کنم فهمیدن ما کجاییم ...
انگار کلا این سازمان هدفشون کشتن ماست..!
ربانتیک و جرالد که مرده بودن ، شاید کار استون باشه
وای خدا ... نه بابا ..
*چند ساعت بعد .. *
دیگه جونی برامون نمونده !
تیلز : سونیک من ... من دیگه نمی تونم .
سونیک : دووم بیار رفیق ! *به اون نگهبان لگد میزنه و گردنش رو میشکنه *
آه .. اینم آخریش!
تو خوبی رفیق کوچولو ؟
تیلز : آره، فقط .. یکم بدنم درد میکنه
سونیک : اشکال نداره .
ناکلز : هی بچه ها!!!
سونیک : چیشده ناکلز ؟
ناکلز : این نقشه پایگاهه ! ببینید!
سونیک : جدی ؟! تیلز تو از این سر در میاری ؟
تیلز : ما تو طبقه ۸۴ هستیم .. این پایگاه ۱۰۰ طبقه داره ، واحد به واحد ، ! باید روی زمین یعنی طبقه ۰ برسیم ..
شدو : یعنی همینجوری باید بریم بالا ؟؟
ناکلز: از آسانسور؟
تیلز : نه ! از پله . اینطوری دیدشون کمتره!
سونیکه : عالیه ! بهتر از این نمیشه!
* در همان حال *
مدی : تام .. من نگرانشونم، اونا ۲ روزه که بر نگشتن....😔
تام : نگران نباش .. برمیگردن..
*در پایگاه *
روز ها به همین منوال میگذرد..
سونیک
امروز به طبقه ۶۳ میرسیم!! اما ... بچا ها خیلی خسته هستن و تیلز از همه بی دفاع تره ، ناکلز هم از اونجا که از تیلز محافظت میکنه آسیب دیده .. شدو هم مواظب همه هست .... بهش میگم تو نظارت کن ولی گوش نمیده،
واقعا نگرانم .. می تونم با این وضع به طبقه ۰ برسیم ؟..
*اندکی بعد در زیر زمین *
_آه. انگار کل اینجا با ما مشکل دارن!
تیلز: آ...آره *نفس نفس *
ناکلز : حالا باید چجوری از اینجا بریم بیرون سونیک ؟
سونیک : باید از پایگاه فرار کنیم !
ناکلز : اما چجوری ؟ حتما میمیریم!!
سونیک : نمیدونم ... شدو تو یه چیزی بگو .
شدو : ____
سونیک : آه...
_فکر کنم .. باید مبارزه کنیم ...*صدای اروم*
تیلز : منم با شدو موافقم !!
ناکلز : شاید !
از زبان سونیک
مجبور شدیم مبارزه کنیم . واقعا فکر کنم این آخرین شانسمونه
چون تیلز با وسایل هاش خواست سیستم امنیتی پایگاه رو هک کنه ولی اونقدر قوی بودن که وسایل هاش هنگ کردن
اگه بخوایم از پایگاه هم فرار کنیم عمق آب اینقدر زیاده که غرق میشیم
..شدو هم که .... هنوز خوب نشده نمیتونه تلپورت کنه ..اوف.،●
سونیک : شدو تو درست میگی بهتره_
قبل از اینکه بتونم حرفمو تموم کنم اون متال ها ی کوفتی بهمون حمله کردن
ناکلز : خدایاااااااا!!!!
تیلز : اینا مگه نمرده بودن ؟؟
*خب خب ...دوباره درگیر شدیم که...
شدو : داشتم پای متال رو میشکوندم که یه تیر از بقل گوشم رد شد ،
وای . فکر کنم فهمیدن ما کجاییم ...
انگار کلا این سازمان هدفشون کشتن ماست..!
ربانتیک و جرالد که مرده بودن ، شاید کار استون باشه
وای خدا ... نه بابا ..
*چند ساعت بعد .. *
دیگه جونی برامون نمونده !
تیلز : سونیک من ... من دیگه نمی تونم .
سونیک : دووم بیار رفیق ! *به اون نگهبان لگد میزنه و گردنش رو میشکنه *
آه .. اینم آخریش!
تو خوبی رفیق کوچولو ؟
تیلز : آره، فقط .. یکم بدنم درد میکنه
سونیک : اشکال نداره .
ناکلز : هی بچه ها!!!
سونیک : چیشده ناکلز ؟
ناکلز : این نقشه پایگاهه ! ببینید!
سونیک : جدی ؟! تیلز تو از این سر در میاری ؟
تیلز : ما تو طبقه ۸۴ هستیم .. این پایگاه ۱۰۰ طبقه داره ، واحد به واحد ، ! باید روی زمین یعنی طبقه ۰ برسیم ..
شدو : یعنی همینجوری باید بریم بالا ؟؟
ناکلز: از آسانسور؟
تیلز : نه ! از پله . اینطوری دیدشون کمتره!
سونیکه : عالیه ! بهتر از این نمیشه!
* در همان حال *
مدی : تام .. من نگرانشونم، اونا ۲ روزه که بر نگشتن....😔
تام : نگران نباش .. برمیگردن..
*در پایگاه *
روز ها به همین منوال میگذرد..
سونیک
امروز به طبقه ۶۳ میرسیم!! اما ... بچا ها خیلی خسته هستن و تیلز از همه بی دفاع تره ، ناکلز هم از اونجا که از تیلز محافظت میکنه آسیب دیده .. شدو هم مواظب همه هست .... بهش میگم تو نظارت کن ولی گوش نمیده،
واقعا نگرانم .. می تونم با این وضع به طبقه ۰ برسیم ؟..
- ۷۱۲
- ۱۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط