کله پوک صورتی

کله پوک صورتی✨️
پارت ۵۲ 《فصل دوم پارت ۱۰ 》
خانه ی دزموند ها "
ویو داناوان :
داناوان: هنوز شماره ی ۷ آزمایشگاهی و بیدا نکردی؟
معمورهای داناوان: نه هنوز نه ولی اطلاعاتی هست که آقای سیگی به ما داده که گفته شده دختر همسایه ی اونها امکان داره همون شماره ی ۷ آزمایشگاهی فرار کرده باشه
داناوان : خوبه
نکته شماره ی ۷ آزمایشگاهی فرار کرده همون انیا هست و آقای سیگی همون همسایه پیرشون هست توی مانگا
ویو بکی :،
رفتم دم در ببینم کیه که دیدن انیا
بکی : انیا جی شده ؟
انیا : بکی تا اینجا دویدم ببین جی بیدا کردن
بکی : جی؟!.
انیا: هههه《نفس نفس زدن 》این ...این یک شونده
بکی : اولن شوند نیست و شونوده حالا کجاست .
انیا " توی جیب لباس فرم
بکی :روش زده SCB ببینم اون الان داره صداهامون و میشنوه؟جرا به من گفتی ؟
انیا :بکی نمیتونستم به مامان و بابام بگم جون اونا نمیدونن من ذهن خوانم واسه ی همین اومدم بع تو بگم طبق آزمایشگاهی که من بودم بهم گفتن نباید به کسی بگم فقط تو و .....
بکی : جییییی؟!کس دیگه ای جز من میدونه؟!!!
انیا : خب ...ام .....پسر دوم طی یک اشتباهی فهمید
بکی : جیییییییی؟!ببین به اون نمیشه زیاد اعتماد کرد
انیا : ولی اون هنوز به کسی نگفته
بکی : تو ار کجا میدونی
این شونوده الان غیر فعاله ؟
انیا " آره تا وقتی فهمیدن شنده سریعا غیر فعالش کردم با یه حرکت خفن مامانی
بکی : واییی اون شونوده نه شنده اصلا سریعا باید بریم به یک جایی آها اطلاعات وستالیس و اوستانیا ....کتابخونه باید بریم بفهمیمSBCجیه
انیا : اسمش آشناست ولی هیجی یادم نمیاد باید بریم
کتابخونه :
بکی : انیا بیا کتاب اطلاعاتی از وستالیس و بخونیم
انیا : باشه
بعد از کمی مطالعه :
بکی : آه هیجی از شرکت SBCنیست
انیا " اع یه کتاب دیگه روس زده ۱۹۹۷ جقدر قدیمیه
بکی ،: بده ببینم تو ش جی نوشته اطلاعات اوستانیا .....ای ...ای وایی این کتاب قاچا...قیه اگه کسی بفهمه ای کتاب اینجاست اعداممون میکنم
انیا: بس ای..این اینجا جیکار میکنههههه
بکی:یواش تر خیلی هم این کتابه خاک داره باید واقعا قدیمی باشه و چاپ جدیدی نداشته باشه
انیا : وایسا اینجا نوشته ازمایشگاه SBC این اسم مخففه
بکی :او نه آزمایشگاه تو جیزی یادت نیست
انیا توی ذهنش جیزی رو به یاد میاره حرف های کارکنان ازمایشگاه: اون شماره ۷ باید سریعا برای صلح بین اوستانیا و وستالیس هر کاری بکنه و تو حق دخالت نداری عوضی
مامان واقعه ای انیا :من میخواستم دخترم و نجات بدم
کارکنان :، هرکی بخواد فرار کنه باید شلاق بخوره
مامان انیا : نه نه نه لطفا هر کاری با من میکنید با دخترم نکنید خواهش میکنم
کارکنان :شماره ی ۷ و میگی ما از قربانی های صلح اوستانیا و وستالیس محافظت نمی‌کنیم حتی اگه غیر از این باشه شماره ۷ هرگز نباید تلاش کنه فرار کنه وگرنه ......
انیا از گذشته ای که به ذهنش سدور کرد میاد بیرون
انیا با گریه : آ......انیا
بکی : انیا جی شده ؟
انیا : انیا....انیا دیگه به لین ازمایشگاه خطرناک فگر نمیکنه خ...ب بوی بی...ا بر....یم خوو...نهه
بکی : باشه باشه الان میریم
اونها میخواستن برن که یکدفعه...........



○●○●○●○●○●○○○○○○●○

ببخشید کم بود میخواستم هیجانی بشه ولی انیا بیجاره :)
دیدگاه ها (۷)

کله پوک صورتی✨️ پارت ۵۳《فصل دوم پارت ۱۱》خانه ی دزموند ها شام...

کله پوک صورتی ✨️پارت ۵۴ 《فصل دوم پارت ۱۲》انیا :، ولی رئیس شم...

عسلیا ببخشید من فعلا نمیتونم بپارتم جون خیلی نت ضعیفه ۳ بار...

خب عسلیا این ادیتی که می‌بینید و من زدم خیلی شلوغ شده ولی خب...

کله پوک صورتی✨️ پارت ۷۳《 فصل دوم پارت ۳۳》یور :خیله خب رئیس ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط