KI part 3

بلند شدم که جیمین رو دیدم. ای خدا ببین چطوری زل زده به یونجی. یعنی یادش میاد با یونجی همکلاسی بودیم؟
اصلا برام مهم نبود تا وقتی که یونجی کارش تموم شد و رفت پیش یه دختر دیگه کنار پشت صحنه. همون لحظه فهمیدم اصلا جیمین به یونجی نگاه نمیکرد (خیلی دلش بخواد) داشت به...؟
نشناختمش ولی میشناسمش😂
رفتم سمت جیمین.
+ هوی پارکی به چی نگاه میکنی؟
^ ته اون دخترا برات اشنا نیستن؟
+اون کیم یونجیه و اون یکی لی نام راعه.
^ از کجا شناختیشون؟
+ یونجی هیچ تغییری نکرده نام را هم همیشه خیلی ساکت بود پیش بقیه
ویو یونجی
رفتم پیش نام را که اومده بود دنبالم
- نام را؟
* بله؟
- اون پسره رو میشناسی؟
* پارک جیمین یا کیم تهیونگ؟
- خب خیلی اشناعن هردوتا. جایی دیدیمش؟
* نمیدونم تو الزایمر داری یا نه اما خب خرهههههه توی جیمین بهت حق میدم که نشناسیش اما تهیونگ که رفیق صمیمیت بود.
- چیییی؟
* کیم تهیونگ. همونی که همیشه پیشت بود
- شت شت خفه شو جدی میگی؟ دو روزه دارم فکر میکنم. ولی فکر کنم منو یادش نیاد.
* پارک جیمین هم من و هم ترو یادش اومد. دیگه تهیونگ معشوقشو یادش نیاد؟
- گفتم بهم نگو معشوقه. ولی تو با جیمین حرف زدی؟
* و بخاطر همین توعم باید بری باهاشون حرف بزنی
دستمو گرفت و به زور کل صحنه رو دور زدیم تا برسیم به اونا.
^ تهیونگ یونجی و نام را.
+ یجوری نگو انگار خیلی وقته دارم میبینمشون. چطوری هنوز دوستن؟
^ فقط ادم باش لطفا. بعد ما هم هنوز دوستیم
نام را به زور منو برد جلوی اونا. خیلی سرد روی صندلی نشستیم و به هم نگاه میکردیم.
* اهمم اهمم خیلی جو سنگین شد خب همو شناختین؟
میخواستم به تهیونگ شوک وارد کنم.
- هنوزم میتونم ته ته صدات کنم؟
اولش خندید و بعد گفت
+ منم میتونم خرس قطبی صدات کنم؟
- یااااا... از اولم همینجوری صدام میکردی ادم نشدی هنوز
* خب خوشحالم بالاخرهههههه
^ فکرشم نمیکردم بعد اینهمه مدت همو ببینیم بعد 9 سال یا 8 سال فاصله بالاخره همو دیدیم (من چرا ذوق زدم؟)
همه خندیدن. حس میکردم فضا توی 20 ثانیه به حالت 8 سال پیش برگشته. ذوق دارممممم
عوامل پشت صحنه جمع کردن و رفتن. ماهم درباره داستان زندگیمون توی این 8 سال حرف زدیم. چقدر حرف بود. وقتی روی زمین نشسته بودیم یهو بارون اومد. مجبور شدیم همینجوری خیس بریم سمت یه سوپرمارکت. خب وسط تپه چی سوپر مارکت بودد؟
بالاخره یه سوپر مارکت دقیقا 40 متر اونور تر توی یه روستا پیدا کردیم و....

(لایک نکن منم پارت بعد رو نزارم. تازه قرار بود با احساساتتون بازی کنم تو پارت های بعد انشالله)
دیدگاه ها (۰)

🐻🎨 ~ یه پست بامزه از کیم وو جین برای تهیونگ!هنرمند کیم وو جی...

شاگرد لوس من

فیک . ( عشقی که نباید رخ میداد )

پارت معرفی. نکته : این داستان هیچ شباهتی به واقیت ندارد و. فقط تخیلات نویسنده هست

خب بچه ها فیک از جیمین شی مون🤩بچه ها چون شرط نرسیده من هنوز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط