در حقِ منِ سوخته ی خاطره هایت

در حقِ منِ سوخته ی خاطره هایت
باور نکنم ای گل_ناز اینهمه بیداد
دیدگاه ها (۱)

شب آمد و بر شاخه ی اندوه جدایی این مرغ_شباویز دوباره گله سرد...

یک روز لب پنجره لبخند_زدی و یک عمر نکرده ست مرا حسرتش آزاد

غمِ  تنهایی  عذاب  است  به یادت  چه کنم دلِ  سر گشته ىِ من  ...

مجتبی آیرونساید

چرا گریه می‌کنی..!؟چون دلم هنوز باور نکرده که دیگر صدایت را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط