عاشق های قاتل

عاشق های قاتل
پارت 3

که...
پدر پ:خب بهتره بحث رو باز کنیم آقای پارک
پدر د:بله حتما
(بچه ها من نمیدونم چه حرفی تو خاستگاری میزنن 🤷🏻‍♀️ پس خودتون تصور کنین🤔)
مادر پ:خب پس پس فردا عروسی رو برگزار می‌کنیم😊
پدر پ: آقای پارک فردا پسرام میان دنبال عروس های خوشگلم
مین هو:بزنم فَکِش رو بیارم پایین (زیر گوشه هانول)
هانول :منم باهات موافقم(زیر گوشه مین هو)
پدر د: بریم برای شام

《بعد از شام》

پدر پ:خب ما دیگه مزاحمتون نمیشیم شب خوش
مادر پ: خیلی ممنون
مادر د:خواهش میکنم
پدر د:باز بیاین اینجا مثل خونه خودتونه
پدر پ:خیلی ممنون خدا حافظ آقای پارک
پدر د:خداحافظ آقای کیم
آقای کیم و آقای پارک به هم دیگه دست دادن و خدا حافظی کردن و رفتن

《از دید پسرا》

پسرا رفتن تو اتاقشون (نکته: پسرا همشون تو یه اتاق بزرگ هستن که ۷ تا تخت ۷ تا کشو ۷تا ...... دخترا هم اتاقشون اینجوریه)

جیمین :دست پخت خانوم پارک چه خوشمزه بود
جین :آره خیلی خوشمزه بود
جونگ کوک:من واقعا نمیفهمم اونه که حتی از ما هم پول دار ترنو دخترا شون دست و پا دارن چرا باید ما بریم دنبالشون هه
نامجون :چیکار کنیم مجبوریم
شوگا :بابا کی آخه حوصله داره از خابش بزن به دنبال اونا هه
چیهوپ:اگه دختر حرف گوش کنی نباشن چیکار کنیم؟!!!
جونگ کوک:چیهوپ راست میگه اگه حرف گوش ندن چی میشه ؟!😳
تهیونگ: کاری نداره ادبشون میکنیم 😏
جیمین: اووووووو این جوری هر حرفی بزنیم گوش میدن
چهیوپ:حال کردم با راه کارت تهیونگ
نامجون:خب دیگه اگه فکر ادب کردن دخترا تموم شد بگیرین بخوابین



و تمام خب دوستان پارت ۳ هم تموم شد
اگه دوس داشتین لایک کنین
تا پارت ۴ بای بای
اصکی با اطلاع و شرط
بایییییییییی 🤗👋🏻
💫💫💥💯
دیدگاه ها (۰)

عاشق های قاتل پارت ۴ از دید دخترا .....دخترا رفتن تو اتاقشون...

خییییلی دوسش دارم 🥲🥲

عاشق های قاتل پارت ۲ 《از دید می چا》درو باز کردم و ۷ تا پسر د...

چیهوپ جونم ببخشید دیر کردم ولی دوست دارم و تولدت مبارک ❤🐿 ...

فیک ازدواج اجباری P:1دریا: سلام اسم من دریا و ۲۳ سالمه یه دخ...

بیب من برمیگردمپارت : 110از دامپزشکی اومدیم بیرون جونگکوک خی...

موضوع: عشق درون پارت ۲۳(پرش زمانی موقع رسیدن به خونه)ویو ا.ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط