مطمئن باشید

مطمئن باشید

من از درون تهی شده ام

می توانید مرا از کاه پر کنید

 

بگذارید کنار سر آن گوزن

یا نزدیک خرس قطبی خشک شده

روبروی در

 

بنویسید

خودم خودم را اهدا کرده ام

 

از تاریخ خسته شده ام.....
دیدگاه ها (۶)

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

✦ اولین گناه ✦فصل پانزدهم: ردِ پایی که در تاریکی گم شدسیلی.د...

او، بازمانده‌ی خانواده‌ی مقیمی و عزیزی است...می‌گوید:«من برا...

پیام آقای حیدریان در آغاز سال تحصیلی

حکم عشق ****اینبار داستان همچنان گویای سرنوشت است ... اما سر...

البته که قبلا حضرت اقا فرمودن مراقب گوشهایتان در مقابل

𝖕𝖆𝖗𝖙3ساعت ده شب بود.عمارت ساکت بود. آقای کانگ رفته بود. مهما...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط