از عشق چه می‌ماند بعد از تب تنهایی

از عشق چه می‌ماند بعد از تب تنهایی
شاید قفسِ تنگی شاید شب تنهایی
.
یا خاطره‌ای غمگین از هلهله‌ی مرغان
یا بغض گلوگیری از مکتب تنهایی
.
از عشق چه می‌ماند بی‌بوسه و بی‌آغوش
مرگ است بهای عشق در مذهب تنهایی
.
از عشق چه می‌ماند جز شعر و غزل بازی

شاه غزلی باشی با منصب تنهایی
.
وقتی که تو خشکیدی باغ و غزلی هم نیست
روزی که تو می‌مانی با عقرب تنهایی
.
مجنونم و در دنیا سرمایه‌ی من هیچ است
جز بوسه‌ی طولانی جز کوکب تنهایی
دیدگاه ها (۳)

گفتا به من در نیمه شب پنهان بیا پنهان برودر باغ پر ریحان من ...

دو سه خط وصف تو گفتن ، چه گناهی دارد ؟ در خیالات تو خفتن ، چ...

تو مرا آزردی...که خودم کوچ کنم از شهرت..تو خیالت راحت!میروم ...

پرسیدم از گل سرخ ..در سینه ات چه داری..؟برگونه های سرخت ..دا...

Farshad: وقتی سال‌ها یک نفر رو توی دنیای خودت پررنگ کردی، و...

پارت ۶: شکوفایی عشق و لبخندهای تازه👇🏻هیون‌جین برای مدتی طولا...

#تکپارتیSoulmate Echo🎻🎞«تکپارتی: تهیونگ و ات» «موضوع: عشق ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط